
از جزایر پوکت بازگشتیم. سوخته از آفتاب و خسته از شنا در آب های زیبا و شفاف اقیانوس هند.
به هتل رفتیم؛ تن را به دوش آب سپردم.
حمام برای من همواره با مفهوم آسایش و آرامش همراه بوده است.
جرقه ی بسیاری از نوشته هایم در زیر دوش گرم حمام در ذهنم زده شده است.
نوشته هایم یادگارهای منند؛ دست کم برای خودم معنا و مفهوم داشته اند.
کوششم همواره بر آن بوده است که « فرزند زمانه ی خویشتن » باشم و به میهن و هم میهن بی تفاوت نباشم.
از حمام برون آمدم؛
به مجتمع تجاری جنب هتل میلنیوم رفتیم.
دچار سرماخوردگی ویروسی شده بودم. به داروخانه رفتیم تا قرص ضد سرماخوردگی بخرم.
در آن جا به یک پزشک ایرانی برخوردم که درون داروخانه در آغوش همسرش مشغول چیپس خوردن بودند. خودم را به مسئول داروخانه معرفی نمودم و از او درباره ی دارویی پرسیدم که پر شتاب سرماخوردگی و زکامم را شفا بخشد.
خانم جوان متین ، با وقار و ارجمندی بود که مهربانانه دارویی را به دستم داد؛ مشغول خواندن نوشته های انگلیسی روی جعبه ی دارو بودم که چیپس ها از دست پزشک جوان ایرانی بر زمین ریخت.
به پزشک و خانم پیشنهاد دادم که برای چند لحظه شکیبایی خود را نگاه دارند تا من چیپس ها را به کمک دو خانم متین و با وقار مسئول داروخانه جمع آوری کنم.
پزشک ایرانی با ریشخند گفت:
« دکتر جون ، بی کاری ها ! بابا بی خیال ، خودم ترتیبش را می دهم !! »
با یک حرکت ، چیپس ها را شتابان به زیر قفسه های داروها راند و به من پیروزمندانه لبخند زد و در آغوش همسر از داروخانه بیرون رفتند.
در میانه ی داروخانه خشکم زده بود؛ مانده بودم چه گونه نزد مسئولان داروخانه که چهارچشمی ما را نگاه می کردند ، باژ گردم و پول دارو را پرداخت نمایم.
همسرم دگرگونی ام را فهمید. پول دارو را پرداخت نمود و مرا به بیرون کشید.
به دو خانم مسئول داروخانه گفته بودم که ایرانی هستیم.نگفته بودم هم به احتمال فراوان می فهمیدند.
دختری که در نهایت مهر و شعور دارو را به من شناسانده بود ، پوزخندی سرشار از سرزنش زد و سرش را به نشان تحقیر تکان داد.
شورمندی گشت جزایر پوکت از ذهنم پرید !
سفر تایلند بیش از آن که برایم با شناخت مردمان تایلند همراه شود ، با درک ژرف تر و گسترده تر اجتماع « مبتلا به همه گیری اختلال بحران هویت » ایران همبسته شده بود !!!
با افسوسی ژرف و سترگ نسبت به آن چه شناخت و رفتار ما ایرانیان رفته است ، به گشت پشت بوتیک های مجتمع تجاری لوکس جنب هتل پرداختم.
این نوشته ادامه دارد...................
