
آن گاه که ماتم خوانی ها برای توده پسند شدن از سبک بختیاری و بویراحمدی به گوشه های رنگی شش و هشت کشیده شد و در این راستا ، راه و چاره ای جز پناه بردن به آلات و ادوات جاز و بیس و درام و .... و بازخوانی آهنگ های خوانندگان پاپ لوس آنجلس و حتا کاباره های از دست رفته اما فراموش نا شده ی شهر نو و لاله زار باقی نماند ، اجتماع خود بنا بر سرشت خود و قانون خداوندی ، ره و شیوه ی تعادل و تناسب پیش گرفت تا این عمل را نیز عکس العملی هم سان و هم آهنگ باشد.
پس شگفت انگیز نباید باشد که تنها به فاصله ای اندک پس از تبلیغ فراگیر ماتم خوانی های شش و هشت و در بوق و کرنا شدن شان بر سر هر کوی و برزن ، رپ پارسی پدید آمده ، ژرفا و گسترش یابد.
امپراتوران جوان سال جنبش رپ پارسی ، خودگردان ، کوشا و پر تکاپو اند؛ چمدان های پر زر و زیور و یورو و دلار استکبار جهانی و امپریالیزم جهان خوار آینان را پدید نیاورده است !
این جنبش نیست که شورش است؛ شورشی با دلیل ، پیامد و واکنش طبیعی یک نسل و یک اجتماع.
این شورش ، پالایش و پیامد مستقیم آن همه فشار و تنش و پریشانی ست؛ فرجام دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی آدمی ست. و کدامین قشر از اجتماع ، هم چون جوانان به چنین فشارها ، مهار ها ، محدودیت ها و دخالت هایی حساس و تحریک پذیر و پاسخ گو ست ؟!؟
و آیا پیام جنبش زیر زمینی رپ پارسی این واقعیت نیست که :
دهه شصتی ها و هفتادی ها ، فشار ( تنش ) و فروداشت ( تحقیر ) را تاب نمی آورند و از عزا و ضجه و مویه و ماتم به تنگ آمده اند.

این نوشته ادامه دارد ...................