تبليغاتX
شرمگاه

شرمگاه

نادانی آغاز گمراهی ست

 

گدازه های آتشین عشق به خویشتن !

 

آشنایی با شخصیت خودشیفته ( نارسی سیستیک ) – بخش نخست

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

ویژگی بنیادین و هسته ی شخصیت افراد دچار اختلال و صفات ( ویژگی های ) شخصیتی خودشیفته ( NARCISSISTIC )  این است که اینان با خودبزرگ بینی احساس و گمان می کنند که آدم بسیار مهمی هستند و به دلایلی مانند ندارند. ( گاه - بیشتر در حالات صفات - ممکن است واقعن آدم های بی نظیر و موفقی هم باشند )

خطر و احتمال وقوع این اختلال در فرزندان افراد مبتلا ممکن است بیشتر از دیگران باشد ، چون آن ها احساس غیر واقع بینانه ی همه کار توانی و ابر توانایی ( OMNIPOTENCE ) ، خودبزرگ بینی ، زیبا و باهوش بودن را درذهن فرزندان خود می کارند. شمار افراد دچار این « اختلال » ، هر روز بیشتر از دیروز گزارش می شود.

افراد دچار اختلال و صفات شخصیتی خودشیفته ، احساس خودبزرگ بینانه ی غیر منطقی می کنند و خود را آدم های مهم و استثنایی و یگانه ( منحصر به فرد ) برمیشمارند که دیگران باید به گونه ی ویژه ای با آن ها رفتار نمایند. احساس بر حق و برتر بودن آن ها کاملن چشمگیر است.

افراد دچار « اختلال » و یا « صفات » شخصیتی خودشیفته ، ( هم چون افراد دچار اختلال و یا صفات شخصیتی پارانوئید ) تاب تحمل و توانایی پذیرش انتقاد را ندارند و از این که « هر کسی » به خود اجازه ی انتقاد نمودن از آن ها را بدهد ، بسیار خشمگین شده یا گاه ( هم چون افراد دچار اختلال و یا صفات شخصیتی اسکیزوئید ) نسبت به انتقادها بی اعتنایی کامل از خود نشان می دهند.

آن ها فقط نظر خود را قبول دارند و اغلب در طمع به چنگ آوردن شهرت و قدرت و ثروت باد آورده هستند. روابط آن ها شکننده است و چون به قواعد مرسوم رفتار در اجتماع تن نمی دهند ، ممکن است خون دیگران را به جوش آورند. کرداراستثمارگرایانه در روابط بین فردی اینان چیز کاملن پیش پا افتاده و رایجی ست. این ها نمی توانند از خود همدلی نشان دهند و تنها برای دستیابی به اهداف خودخواهانه ی خودشان تظاهر به همدلی و همدردی می نمایند.

اعتماد به نفس اینان شکننده است ، در حالی که به ظاهر از سوی اجتماع ، اغلب نیرومند و استوار ارزیابی می شود. اینان به همین دلیل مستعد دچار شدن به افسردگی - به ویژه در سنین میان سالی و سالخوردگی - هستند.

مشکلات بین فردی و حرفه ای ( شغلی ) ، از دست دادن محبت و حمایت دیگران و طرد و ترک شدن از سوی آن ها از جمله فشارهای روانی شایعی است که خودشیفته ها با رفتارشان برای خودشان پدید می آورند و همین فشارها و تنش ها درست همان هایی هستند که این ها نمی توانند از پس شان برآیند. این گونه دردسرها را در واقع می توان همان گدازه های آتشین شیفتگی شیداگونه و عشق پر شور اینان به خویشتن شان دانست !

 

واقعیت بسیار مهم و خطیری که گهگاه حتا از سوی روان شناسان ، روان پزشکان و روان کاوان نیز نادیده گرفته می شود ، این است که اغلب صفات شخصیت های مرزی ( بوردرلاین ) ، نمایش گر ( هیستریونیک ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) هم زمان با اختلال شخصیت خودشیفته ( نارسی سیستیک ) در یک فرد دچار اختلال و یا صفات پر رنگ شخصیتی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) وجود دارد. 

به طور کلی ، در هر یک از شخصیت های کلاستر ( دسته ) B - شامل نمایش گر ( هیستریونیک ) ، مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) ، ضد اجتماعی و مردم ستیز ( آنتی سوشیال ) و خودشیفته ( نارسی سیستیک ) - اجزا و صفات سه شخصیت دیگر کلاستر بی ( B ) نیز ، در اندازه های متفاوت از صفت ( TRAIT ) تا اختلال ( DISORDER ) نمایان و چشمگیر دیده می شود. این نکته ی نمایان و عیان سبب می شود که تشخیص افتراقی این چهار شخصیت از یکدیگر بسیار بسیار دشوار و در موارد فراوانی در عمل ناممکن شود.

    در واقع ، آگاهي داشتن به موارد زير مي تواند در تشخيص افتراقي اين چهار شخصيت از يكديگر سودمند و اثربخش باشد :

۱) افراد دچار صفات و اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از بیماران دچار صفات و اختلال شخصیت مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) اضطراب دارند ، زندگی شان کمتر آشوب ناک و آشفته است و کمتر نیز به خودکشی دست می زنند.

۲) در بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت ضد اجتماعی - مردم ستیز ( آنتی سوشیال ) ، پیشینه ی رفتار تکانشی ( ایمپالسیو ) وجود دارد که اغلب به سوءمصرف الکل و دیگر مواد محرک و مخدر می انجامد و سبب گرفتاری های مکرر قانونی می شود.

۳) بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت نمایش گر ( هیستریونیک ) ، ویژگی هایی از آلت نمایی ( EXHIBITIONISM ) و دست انداختن و سر کار گذاشتن دیگران در روابط بین فردی دیده می شود که با آن چه که در بیماران مبتلا به صفات پر رنگ و اختلال شخصیت خودشیفته دیده می شود ، شباهت دارد.

بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت خودشیفته هم چون بیماران مبتلا به صفات پر رنگ و اختلال شخصیت نمایش گر ( هیستریونیک ) نمی توانند پیری و فرسوده شدن را تاب بیاورند ، چون زیبایی ، توانایی ، قدرت و دیگر مزایای جوانی برای شان بسیار مهم است و اینان دو دستی به این ها چسبیده و چنگ یازیده اند. به همین دلیل خودشیفته ها در برابر بحران های میان سالی آسیب پذیر تر از دیگران هستند.

زنان میان سال خودشیفته به رژیم ها ، ورزش ها ، درمان های هورمونی مجاز و نامجاز و جراحی های چین و چروک برداری و ............. روی می آورند و مردان خودشیفته نیز به رنگ کردن مداوم بخشی یا همه ی موهای سر و حتا دست و سینه ی خود می پردازند.

*روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 23:43  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

گروه پر آوازه ی  ساسی مانکن : یک پای پایدار رپ پارسی

 

دوران گذار این سرزمین از « شور مرگ ( غریزه ی نیستی ) »  به   « شور زندگی ( شیفتگی بودن ) » در ایران هفتاد سال است که آغاز شده است. « زندگی گریزی » دارد شتابان و بی درنگ جای خود را به « زندگی ستایی » می بخشد و جایگاه شادمانی و شعف در این گذار برجسته تر و بلند مرتبه تر می شود.

دیگر هنگام آوای خسته و درمانده ی خوانندگان نام آور افسرده گذشته است ، حتا اگر بلندای نام آنان هم چون محمودی خوانساری ، تاج ، بنان ، و شجریان باشد.

دیگر نوای محزون و مایوس خواننده دل از کف مردمان نمی رباید؛ مگر آنان که افسرده و نا امیدند.

نه در سایه ی موسیقی زیر زمینی ، که دهه هاست که در پرتو موسیقی پاپ دل بستن به چنین آواهای ماتم زده ای به کنار رفته است. مگر آن نیم دهه ی وهم آلودی که مجاهد و دلجو و داریوش سرنوشت میهن را از HEDONIA ی فراگیر به ANHEDONIA ژرف و پایدار سپردند تا شورش با دلیل رپ برای جای گزین نمودن این فرهنگ غم و مویه و ماتم افروزه برکشد. 

موسیقی پاپ - مگر داریوش و برخی غم مداران مد شده ی دیگر  - با ستاره های ماندگار خود نوای زخمی و دل زده ی استادان برجسته ی موسیقی سنتی ایران زمین را کنار زد تا دیگر چه چه دراز و ممتد آنان شور آفرین نباشد و پای کوبی و دست افشانی جای گزین کف زدن بر چنان چه چه های دراز و کش دار شود.

 

جنبش رپ پارسی : شورش با دلیل ، دگرگونی آفرین و سرنوشت ساز

 

 

این نوشته ادامه دارد .....................   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 11:9  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

بی گمان هم اکنون یکی از بزرگ ترین سرچشمه های دگرگونی اجتماعی در ایران ، همین جریان پر شتاب و هیاهوی موسیقی زیرزمینی است که به خوبی توانسته است با توده ی زیر پنجاه سال کلان شهرها ارتباط برقرار کند.

آن چهل تا پنجاه ساله هایی هم که این سبک رپ فارسی را نپسندیده اند ، آشکارا شاهد گرایش گسترده و ژرف فرزندان هشت تا بیست و هشت ساله شان به این گونه ی موسیقی ایرانی هستند.

موسیقی زیرزمینی همراه با جوانان اهل کلان شهرها ، که در دانشگاه های جای جای ایران مشغول تحصیل اند ، در فلش مموری ها و دیگر ابزارهای نوین الکترونیک ، به سوی همه ی شهرستان های دور و نزدیک کشور روانه شده است. بگذریم که اینترنت خود دریایی از این گونه ی جوان پسند ایرانی ست ! 

هم اکنون بیش از نیمی از خودروهای تهران که رانندگان زیر پنجاه سال دارند ، به طور مستمر گوش به موسیقی زیرزمینی می سپارند. این درصد در شیراز ، اصفهان ، مشهد ، تبریز ، اهواز ، اراک بی گمان کمتر از یک سوم نیست. هر چند در شهرستان هایی هم چون خرم آباد ، بروجرد ، بروجن ، شهرکرد ، و مانند آن ها هنوز این درصد از بیست درصد فراتر نرفته است ، اما درون مایه ی شورشی و فرآیند شادی بخش موسیقی زیرزمینی تهران جلسی با شتابی فراوان می رود تا از کرانه ی دریای مازندران تا آب های خلیج پارس را فرا گرفته و نقش چیره و یگانه ای در گذار تاریخی اجتماع عقب مانده ی ایرانی از « لذت گریزی ( Anhedonism ) » به  « خوشی گرایی ( Hedonism ) » ایفا نمایند.

 

رضایا ؛ خواننده ی دلبند جوانان و نوجوانان ایران امروز

 

این نوشته ادامه دارد ...................... 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 10:36  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

باتلاق هایی به نام  شازده رت باتلر میرزا  !

 

آشنایی با شخصیت بوردرلاین – بخش چهارم و پایانی

 

دکتر بهنام اوحدی

 

روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

بوردرلاین ها ، به ویژه مردان ، از لحاظ جنسی و زناشویی برای دیگران گیرایی فراوانی دارند. شاید بی راه نباشد اگر شخصیت بوردرلاین را آیینه ی نرینگی و آنیموس بدانیم. بوردرلاین ها به سبب الگوی کارکردی پر هیاهو ، هیجان مدارانه و سرشار از افت و خیز خود به دیدگان دیگران ، با حال ، پر شور ، نیرومند ، و در یک کلام جذاب می آیند و دل از کف شان می ربایند. شاید تنها دون ژوآن ها و شخصیت های جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) در این عرصه از بوردرلاین ها پیشی گیرند. به باور من ، می توان شخصیت های پر رنگ و مختل « دسته ( کلاستر )  بی » - به ترتیب اهمیت : جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) ، مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و نمایش گر ( هیستریونیک ) - را در کنار شخصیت های پر رنگ و مختل بد گمان ( پارانوئید ) و درخودمانده ( اسکیزوئید ) « باتلاق زناشویی دختران » دانست. آن چنان که شخصیت های پر رنگ و مختل « دسته ( کلاستر ) بی » - و به ویژه نمایش گر ( هیستریونیک ) و مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین )  « باتلاق زناشویی پسران » واقع می شوند.

جذابیت و کشش شخصیت های مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) ، به ویژه آن هنگام که با ویژگی هایی از دیگر شخصیت های کلاستر بی باشد ، بسیار عیان تر و نمایان تر از آن است که نیاز به بیان داشته باشد. این واقعیت را از هر بامداد تا هر شام می توان آشکارا و بی پرده در کوی و گذر دید و شنید. پرسشی که همواره برای درک بهتر و کامل تر مخاطب در کارگاه های آموزشی تخصصی و عمومی ام پرسیده ام را این جا مطرح می نمایم:

به نظر شما ، در هر طبقه ی اجتماعی و با هر باور و ایده ی فرهنگی ، چند درصد از خانم ها ممکن است سریال ماندگار و ارزشمند « دایی جان ناپلئون » و فیلم گیرا و زیبای « بر باد رفته » را به تماشا بنشینند و به جای « شازده اسدالله میرزا » ، « سعید »  و به جای « رت باتلر » ، « اشلی » را بپسندند ؟!؟

من به جز خانم های دارای شخصیت های پر رنگ و یا مختل « پرهیز گرا – مردم گریز ( اوویدنت ) » ، « درخودمانده – مردم گریز ( اسکیزوئید ) » ، « بد گمان ( پارانوئید ) » و برخی « نمایش گر ( هیستریونیک ) ها » که با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند ، یا برخی خانم های مبتلا به برخی « وسواس های کمال گرایانه و اخلاق مدارانه ی فکری – کرداری » یا شدیدا جزم اندیش و متعصب  دیگر خانمی ندیده ام که چنان گزینشی انجام دهد ! واقعیت نمایان و آشکاری ست که این کشش و گرایش غریزی چندان تحت تاثیر ویژگی های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و مذهبی قرار نمی گیرد.

ساختار غریزی مغز و روان آدمی – شاید تا اندازه ای با همان فره مولین مترشحه ی مغز پستانداران – دست به گزینشی می زند که همسر خوش آمیزش تری را نوید می دهد که در عین پدید آوردن فرزندان بیشتر ، سالم تر و توان مند تر در راستای بقای نسل ، امکان پاسداری و نگاه بانی بهتر و نیز فراهم نمودن غذای فراوان تر را دارا باشد.

آری ، بیش از نود و پنج درصد خانم ها همین شخصیت های آتشدان بزرگ « کلاستر بی » را می پسندند و برای پیمان زناشویی بستن با آنان – بدون آن که از کارکرد ناخودآگاه غریزه آگاهی داشته باشند – کوشش نموده ، هزار منطق و دلیل بیان می دارند و نمی دانند که به فرض پیروزی و کام یابی ، همسر آتشدان بزرگ شان فقط برای آنان جذاب و پر کشش نبوده و نخواهد بود !! اینان باید بدانند که فرد دارای آتشدان شخصیتی سترگ را پای بند خانه و خانواده نگاه داشتن دشواری های فراوان دارد !!!

آن که در یک چشم به هم زدن سور و سات چهل نفر را برپا می دارد و در همه ی راه از تهران تا کنار دریای مازندران ، هنگام رانندگی مانورهای پر شور و هیجان می دهد و در یک هفته سفر شمال مجلس می گرداند و دل از کف همگان می رباید ، جاندار نرینه ای ست که هم چون جگواری دوازده سیلندر ، آرام و قرار نداشته و پای بند خوابگاه نمی شود. این جگوار دوازده سیلندر چشم و دل همگان می رباید و سوخت لیبیدویی فراوان می سوزاند. بدین سان به یک همبستر بسنده نمی نماید و به گونه ای تکانشی پا را از خطوط قرمز فراتر می نهد.

از یاد نبریم که دیگر شخصیت های کلاستر بی – یعنی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) و نمایش گر ( هیستریونیک ) – نیز از زیرساخت های ژرف و سرشار مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) برخوردار هستند و این چهار شخصیت را می توان جزئی از « پیوستار خلق دو قطبی نرم » در نظر گرفت و درمان نمود.      

معیارهای تشخیصی DSM - IV - TR  برای اختلال شخصیت مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) :

بی ثباتی در روابط بین فردی ، خودانگاره ( SELF IMAGE ) و حالات عاطفی ، و نیز تکانشی ( IMPULSIVE ) بودن به صورت الگویی فراگیر و گسترده که از آغاز بزرگسالی شروع شده و در زمینه های گوناگون به چشم آید. دست کم پنج تا از نه مورد زیر برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی لازم است :

۱) انجام کوشش های مضطربانه همراه با سرآسیمگی در راستای ترک و طرد نشدن واقعی یا خیالی

۲) بی ثبات و شدید بودن روابط فردی با دیگران ، به گونه ای که ویژگی آن تناوب بین دو قطب افراطی آرمان نمایی ( IDEALIZATION ) و بی ارزش نمایی ( DEVALUATION ) است.

۳) اختلال و اشکال در هویت ، بی ثبات بودن واضح و دایم خودانگاره ( SELF IMAGE ) یا احساس فرد درباره ی خودش.

۴) تکانش بودن دست کم در دو تا از حوزه های بالقوه آسیب رسان ( مانند بی ملاحظه رانندگی کردن ، روابط جنسی زیاد و گوناگون یا لاابالی گری جنسی ، ولخرجی پولی ، سوء مصرف متعدد و متفاوت مواد مخدر و محرک و الکل ، شکم بارگی بدون ملاحظه ، ... )

۵) رفتار و گشتار ( ژست ) خودکشی ،خودزنی ( SELF MUTILATION ) و  تهدید مکرر به انجام آن

۶)بی ثباتی در حالات عاطفی به صورت واکنش پذیری آشکار خلق ( مانند ملال ، تحریک پذیری ، اضطراب شدید حمله ای )

۷) احساس پوچی مزمن

۸) نامتناسب و شدید بودن خشم یا دشواری در چیره شدن بر آن ( به صورت تند خویی های پیاپی ، خشمگین بودن دایمی ، ستیز و نزاع مکرر )

۹) بروز افکار گذرا ی بدگمانانه ( پارانوئید ) یا علایم شدید اما گذرای تجزیه ای ( هنگام استرس و تنش و فشار روانی )

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 9:48  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

کمی اندیشیدم؛

برای ما دلیلی برای گریز از هم میهنان مان وجود نداشت ، اما اگر همه ی هم میهنان ارجمند چنین رویکردی را بر می گزینند ، پس حتمن حکمتی در آن نهفته است !

من نیز به راهنمای شریف و راست مدار تور پوکت مان پاسخ دادم که ما نیز هم چون دیگر ایرانیان چنین می پسندیم که در تورمان برادران و خواهران هم میهن مان حضور نداشته باشند.

بر کنار اسکله رفتیم. راه گذرمان از هتل میلنیوم تا اسکله بسیار زیبا و گیرا بود.

از کنار مجتمع های ویلایی آن چنانی ای رد شدیم که هنگام گذر با خود می اندیشیدم که چه تعداد ایرانی از ما بهتران در چنین جاهایی از تایلند ممکن است ویلاهای کاخ گونه داشته باشند.

دوباره و برای یکی دو دقیقه به اختلاف طبقاتی ژرف و شگرفی که در میان ما ایرانیان رخ داده است ، اندیشیدم و به این که من شهروند درجه هفتمی در کجای این هرم قدرت و ثروت هستم.

طبیعت زیبای پوکت مرا از ادامه ی این فکر باز داشت.

خشنود بودم که به جای پاتایا ، پوکت را برگزیدم. مرا با روسپیانی که یک عمر از آن دوری گزیده ام ، چه کار ؟!؟

به اسکله رسیدیم.

همراهان مان دو خانواده ی انگلیسی ، دو خانواده ی ایتالیایی ، یک زن و شوهر سیاه پوست آمریکایی با دو بچه ی زغالی ، با موهای فرفری بسیار مامانی و دوست داشتنی ، دو خانواده ی روس و چند خانواده ی اروپای غربی و شرقی دیگر بودند.

از گویش ترکی و تهرانی و اصفهانی و شیرازی خبری نبود.

هم سان و هم دوش با دیگر مردمان گیتی در دل اقیانوس هند شتابان می تاختیم و به سوی جزیره ی Phi phi و دیگر جزایر تور مان می شتافتیم.

راهنمای تورمان گفت که از میان تور Phi phi Island  و James Bond Island ،  تور جزیره ی  phi phi را برگزینیم. جوانان با قایق های پر شتاب کروز روانه ی تور جزیره ی فی فی می شوند و سالمندانی که از قایق های پر شتاب می هراسند ، تور جزیره ی جیمز باند را بر می گزینند.

فیلم « مردی با تپانچه ی طلایی ( A Man with Golden Gun ) » در آن جزیره فیلم برداری شده است و فیلم Beach با بازی لئوناردو دی کاپریو در جزیره ی فی فی .

در دل اقیانوس هند می شتافتیم.

من شیفتگی فراوانی به سفر دارم. به ویژه سفرهای در دل طبیعت بکر و خلوت و آرام.

به جزیره ی فی فی نزدیک شدیم.

زیبایی اش شگفت انگیز بود !

 

جزیره ی فی فی phi phi پوکت - تایلند

 

 

 

جزیره ی فی فی  phi phi - پوکت - تایلند

 

این نوشته ادامه دارد ............

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:20  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

استخر هتل میلنیوم پوکت - تایلند

 

بامداد از خواب جستیم و برای انجام فریضه ی مهم صبحانه به سوی رستوران هتل میلنیوم پوکت روانه شدیم. استخر هتل در طبقه ی چهارم هتل و اتاق ما در طبقه ی پنجم بود.

استخر نمای با شکوه ، زیبا و گیرایی داشت.

همان جا به خودم قول دادم که افزون بر اقیانوس هند در این استخر نیز به شنا بپردازم.

به رستوران رفتیم. از شیر مرغ تا جان آدمی زاد بر روی میزها بود.

هتل پنج ستاره یک طرف ، صبحانه اش یک طرف !

پیش از نوروز حدود دوازده کیلوگرم به دلیل مقاله نویسی های فراوان و بی خوابی های مربوطه از وزن کمی بیش از یکصد کیلوگرم خویش کاسته بودم که با صبحانه ی فراموش نا شدنی هتل Millennium پوکت رویاروی شدم.

از کربوهیدرات دو ماهی گریخته بودم که به صبحانه های شیطانی هتل میلنیوم پوکت برخوردم !

گریز از کربوهیدرات پایان یافت.

طرح واره های اصفهانی ام بیدار شده بودند !! کنترل ناهار و شام نیز چاره ساز نشد !!!

کیلوهای افزوده شده در دوران پیام آوری بهداشت در تالاب چغاخور شتابان باز می گشتند اما آرامش پوکت من را کاملن ربوده بود و آسودگی مرا به کام خویش کشیده بود.

ای کاش پوکت Walking Street نداشت تا این آرامش بی پایان ادامه می یافت. افسوس !

صبحانه به پایان رسید و برای رفتن به تور به یاد ماندنی جزایر پوکت آماده شدیم.

شب پیش راهنمای تورمان پرسید :

« آیا شما نیز هم چون دیگر ایرانیان ترجیح می دهید که در تور شما هیچ ایرانی هم میهن تان وجود نداشته باشد ؟ »

این پرسش را بدون هیچ شگفتی بر زبان رانده بود.

از او توضیح خواستم.

در پاسخ گفت :

« نود و نه درصد ایرانیانی که به پوکت می آیند ، مرد یا زن فرقی نمی کند ، به هیچ وجه دوست ندارند پیش روی چشمان هم میهنان شان با مایو به آب تنی بپردازند. چه بسا ما خانم های ایرانی را می بینیم که سر تا پا پوشیده در سال پا به قایق می گذارند اما در میان اقیانوس با بیکینی تن به آب می سپارند  !!

 حتا برخی ایرانیان با ..............  ، کل قایق و خدمه را به طور کاملن خصوصی یک روزه اجاره می کنند و به راننده دستور می دهند که به جای دنج و خلوتی برود تا خانم های سر تا پا پوشیده شان بتوانند با آسودگی و بدون مزاحمت هم میهنان کنجکاو ایرانی شان با مایوهای دو تکه به شنا بپردازند !!! برخی ثروت مندان ایرانی هم ویلاهای شکوه مند و مجلل خصوصی ، با چندین محافظ شخصی دارند که دور تا دور پلاژ شان هم حفاظت شده است و هر کسی امکان گذر از پیرامون آن را ندارد. ما راهنمایان گردش گران در پوکت به این گونه رفتارها و درخواست های ایرانیان عادت کرده ایم و احساس نا امنی شما از هم میهنان تان را به خوبی درک می کنیم. شما چه می خواهید ؟؟ ایرانی در گروه شما باشد یا نباشد ؟؟؟ »

به اختلاف طبقاتی ژرف و سترگی که در اجتماع ما ایرانیان رخ داده است ، می اندیشیدم.

 

 

استخر رویایی هتل میلنیوم پوکت - تایلند 

 

این نوشته ادامه دارد .........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 23:28  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

فلاکت

 

در میان ما ایرانیان دانش ستیز ، اندیشه گریز و کتاب نخوان ، دگرگونی های بزرگ اجتماعی و فرهنگی اغلب از شیوه های دیگری جز کتاب سرچشمه گرفته است؛ این در حالی ست که بیشترین ممیزی و سخت گیری درباره ی انتشار کتاب انجام می شود. و پس از آن ، درباره ی روزنامه ها و مجلات.

هر چند باید اذعان نمود که روزنامه ها و مجلات در ایران به طور نسبی با پذیرش رو به رو شده و می شوند ، اما هم اکنون این دو - و به ویژه مجلات روشنفکر مآبانه چندان فرهنگ ساز و دگرگونی آفرین نیستند.

ارتباط روشنفکران و شبه روشنفکران زنده با توده ی اجتماع به گونه ای ژرف و جدی گسسته شده است؛ تا آن جا که نقش آن ها در پدید آوردن دگرگونی های بنیادین فرهنگی - اجتماعی به کمترین اندازه ی ممکن از پس از انقلاب مشروطه تا کنون رسیده است. احزاب سیاسی نیز نقش شان به کمترین اندازه ی ممکن در سال های پس از دهه ی هفتاد رسیده است و همه ی حزب ها و گروه های سیاسی با کمترین پذیرش و اعتماد از سوی توده ی اجتماع رو به رو هستند.

امروزه دگرگونی های ژرف و سترگ فرهنگی - اجتماعی از سرچشمه های زیر زمینی دیگری جز کانون ها و انجمن های فرهنگی - اجتماعی رخ می دهند.

 

نقش بنیادین موسیقی زیرزمینی در ایران زمین

 

این نوشته ادامه دارد ............  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 1:53  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

ART & SEX

 

 

یکی از دوره های آموزش آزاد من ، دوره ی آموزشی بیست و چهار ساعته ی « هنر عشق ورزی و همآغوشی ( مهارت ها و تکنیک های برتر آمیزش و زناشویی ) » است که براساس منابع  و مراجع شناخته شده ی روان پزشکی ، روان شناسی ، سکسولوژی بالینی ، اندوکرینولوژی ، زنان و زایمان ، یورولوژی ، آناتومی و فیزیولوژی برای افراد سیکل و ترجیحا دیپلم به بالا ارائه و تدریس می شود.

پنجمین دوره ی آموزشی « هنر عشق ورزی و مهرت های زناشویی » از تاریخ شنبه بیست و نهم تیر ماه به مدت هشت هفته ، در جلسات سه ساعته در کلینیک مددکاری یارا برگزار می شود.

نشانی و شماره تلفن این کلینیک عبارت است از :

خیابان تخت طاووس ( مطهری ) ، خیابان ترکمنستان ، کوی زریر ، پلاک ۱۲ ، تلفن : ۸۸۴۳۱۷۳۳ و ۸۸۴۷۰۹۶۰ 

 

ARt & SEX

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:19  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

و خداوند ایشان را خفن آفرید !

آشنایی با شخصیت مرزی – آشوبناک  ( بوردرلاین ) : بخش سوم

دکتر بهنام اوحدی

www.iranbod.com

روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

ساختار سرشتی شخصیت های پر رنگ و مختل بوردرلاین با نو جویی فراوان ، پاداش مداری اندک ، پشتکار پایین و آسیب گریزی بالا شناسانده می شود. بدین ترتیب برخلاف آن چه پیش تر بیان می شد ، افراد دارای ویژگی های پر رنگ و مختل مرزی – آشوب ناک هم زمان با انجام کردارهای تنش زا و آتش افروزانه - که به سبب نو جویی بالا از آن ها سر می زند – دارای تنش و تشویش هستند. این درست برخلاف روند و فرآیندی ست که در افراد دارای ویژگی های پر رنگ و اختلال شخصیت نمایشگر ( هیستریونیک ) و جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) دیده می شود که  آسیب گریزی اندک ، همراه با نو جویی فراوان دارند.

ساختار منش در شخصیت های پر رنگ و مختل مرزی – آشوب ناک دربردارنده ی خود راه بری اندک ، خودفراروی بسیار و همکاری بالا است. هر چند این همکاری بالا با دیگران در پرتو فرآیندهای دفاعی « دو نیمه سازی » و « همانند سازی برون فکنانه » دچار بی ثباتی می شود؛ به گونه ای که گاه از سوراخ ته سوزن گذر می نمایند و چه فراوان از در فراخ دروازه برون نمی آیند !!  

اینان درست هنگامی که به درک یک هدف نزدیک می شوند ، خود دچار افت می شوند. به دلیل اختلال گسترده ی حوزه ی روابط بین فردی افراد دارای ویژگی های پر رنگ و نیز مختل مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) هم چون شخصیت های تنهایی گزین – درخود مانده ( اسکیزوئید ) گرایش بدان دارند که با ابژه های غیر انسانی – همانند حیوانات خانگی دست آموز و اشیای بی جان – ایمنی بیشتری در مقایسه با روابط بین فردی آدمیان احساس نمایند.

بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی – آشوب ناک ، در برابر تنش و استرس دچار عوارضی هم چون نشانه های شبه روان پریشانه ( توهم های گوناگون ، آشفتگی تصویر پیکری ، پدیده ی هیپناگوژیگ ، و باورهای انتساب به خویش )  می شود. مرگ زودرس ، معلولیت جسمانی ، خودکشی و ژست های خودکشی ، و خودزنی های گوناگون می شود. این اختلال می تواند همراه و هم زمان با اختلالات روانی دیگر هم چون افسردگی ژرف ( ماژور ) ، سوء مصرف و وابستگی ( اعتیاد ) به مواد گوناگون ، اختلال خوردن ( به ویژه پر خوری روانی ) ، اختلال فشار روانی آسیب زاد ، اختلال بیش فعالی – کم توجهی و بیشتر اختلالات شخصیتی دیگر وجود داشته باشد. بدین ترتیب این اختلال می تواند به کاستی های مکرر و شدید هم چون از دست دادن حرفه ، قطع روند تحصیل ، و شکست زناشویی بانجامد.

رخدادهایی هم چون بدرفتاری های جنسی و جسمی ، غفلت ، تعارضات کینه توزانه ، از دست دادن والدین و جدا افتادن از آن ها ، و مشکلات دست یابی به هویت یکپارچه و هماهنگ در پایان نوجوانی از جمله مشکلاتی ست که در پیشینه ی کودکی و نوجوانی این بیماران دیده می شود.

این اختلال را باید از اختلالات خلقی همانند اختلال کژ خلقی ( دیس تایمی ) و به ویژه اختلال خلق ادواری ( سیکلوتایمی ) تشخیص داد. از آن جا که اختلال شخصیت بوردرلاین نماهای گوناگون داشته و همراه و هم زمان با بسیاری از دیگر اختلالات شخصیت دیگر حضور پیدا می کند ، از این رو جدا ساختن آن از دیگر اختلالات شخصیت – به ویژه اختلال شخصیت های کلاستر بی – می تواند بسیار دشوار باشد. هر یک از دیگر شخصیت های « آتشدان بزرگ » کلاستر بی - یعنی شخصیت های نمایشگر ( هیستریونیک ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) – دارای دیگر ویژگی های کم رنگ و پر رنگ کلاستر بی و از جمله زیر ساخت های نیرومند و سرشار مرزی – آشفته ( بوردرلاین ) هستند.

 به تازگی بیان شده که این اختلال در زنان بسیار شایع تر دیده می شود؛ به گونه ای که گفته می شود هفتاد و پنج درصد موارد مبتلا به اختلال شخصیت بوردرلاین را زنان تشکیل می دهند. اگر « مرلین مونرو » به عنوان نماد اختلال شخصیت نمایشگر ( هیستریونیک ) – با زیر ساخت های سرشار مرزی ( بوردرلاین ) - شناسانده شده است ، « مدونا » و به ویژه « بیریتنی اسپییرز » را می توان نشان ناب اختلال شخصیت مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) دانست.

تیپ ظاهری بیماران مبتلا به گونه های شدید « اختلال » شخصیت ( بوردرلاین ) همان است که نسل سوم ایرانیان آن را « خفن » نام نهاده اند. موهای شاخ شاخ و پریشان با مدل ها و نام های گوناگون هم چون فشن ؛ پوشش های چشم آزار عرف ستیز که به سان دست و ساعد و بازوی برخی دارندگان آن ها پاره پاره و جر خورده است ؛ آرایش های چهره ی تند و گزافه آمیز که در دیگر کشورها پرچم برخی زنان ویژه است ؛ ابروهای تراشیده و با مداد نقاشی شده ؛ زیر ابروهای بوتاکس زده شده ؛ خال کوبی های گذرا و دایمی گوناگون ؛ حلقه ها و فلزهای گوشه ی ابرو ، بینی ، لب ، زبان ، چانه ، گوش ، پستان ، ناف و شرمگاه ؛ زنجیر های سنگین و دراز آویزان از جیب شلوار ؛ انگشترها و گردن آویزهای هنجار گریز و گاه فرهنگ ستیز همانند نمادهای گروه های شیطان پرست و یا برخی نشان ها ی ایدئولوژیک – هم چون صلیب شکسته ی آلمان نازی و ..... -  که در سرزمین ما ناخوشایند برشمرده می شوند ؛ و مانند آن ها نمایی به فرد می بخشد که « خفن » نامیده می شود و به تناسب برخورداری از یک یا چند تای آن از خفیف تا متوسط و شدید دسته بندی می شود. البته مصرف سیگار ، الکل ، گرس ، اکس ، و  مواد  محرک و مخدر گوناگون به دنبال یا همراه و همزمان با یکدیگر ؛ روابط جنسی – آمیزشی حساب نشده و لاابالی گرایانه ؛ رانندگی های آشفته و آشوب ناک قانون گریزانه و هنجار ستیزانه ؛ ولخرجی ها و خریدهای منطق ناپذیر و ناخردمندانه ؛ بی ثباتی های عاطفی – هیجانی ؛ و دشواری در چیره شدن بر خشم و کینه ؛ بد گمانی ، بخل و حسادت به دیگران از دیگر ویژگی های کرداری ، گفتاری و پنداری شخصیت های « خفن » است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 10:56  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

patience & persistence پشتکار و شکیبایی ( بردباری )

 

امروز جمله ای را که بارها و بارها از خودم برای مراجعانم بیان نموده ام ، را برای برخی دوستان و نزدیکان sms نمودم. 

با خود چنین اندیشیدم که این جا هم آن را بنویسم:  

« زندگی همیشه سرشار از شادمانی و کام یابی نیست.

اما با شکیبایی ( بردباری ) ، اندیشه  ( خردمندی ) و پشتکار ( خستگی ناپذیری ) همیشه می توان بر ناکامی ها ، پل پیروزی و  بر ویرانه ها ، شکوه مند ترین کاخ ها را بنیان نهاد . »  

 

دکتر بهنام اوحدی 

 

بردباری ( شکیبایی )

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 0:38  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

صمیمیت ، نزدیکی و عشق

 

این در حالی ست که می توان به آسانی و با سود جستن از راهکارهای ساده و دم دست ، « عنصر سرنوشت ساز رفاقت و صمیمیت » را در کانون خانواده های ایرانی بنیان نهاد و استوار نمود.

خرید و نصب یک تابلوی وایت برد از این راهکارها ست.

هر یک از همسران که بامداد نخست و پیش از دیگری بر می خیزد ، جمله یا نقاشی ای عاشقانه ، دوستانه ، طنز گونه و مزاح آمیز ( برای شوخی ) بر تابلو به جا می گذارد تا شب هنگام که باز می گردد ، با پاسخ آن از سوی همسر ( و نیز فرزندان ) خویش رو به رو شود.

راهکار دیگر ، انجام لمس غیر جنسی از سوی هر کدام از همسران ( و حتا فرزندان ) است. چنان چه فرزندی در خانه نباشد ، انجام لمس جنسی و شبه جنسی نیز نه تنها مجاز ، که سودمند خواهد بود.

از دیگر راهکارها ، نقاشی کشیدن بر چهره ، پیکر ، انگشتان دست و پا ست که می تواند مقدمه ای برای به اجرا کشیدن نمایشنامه ای خنده دار و طنز آمیز باشد.

 

صمیمیت ، نزدیکی و عشق ورزی

 

راهکار بسیار سودمند دیگر پاشیدن سس گوجه ، مایونز و یا ماست هنگام خوردن غذا ست که من خود بیش از سه سالی ست که از آن در روند سکس درمانی - زوج درمانی ها سود جسته ام. اگر فرزندان در خانه نبوده و یا اصولن فرزندی در کار نباشد ، می توان این کار را با معاشقه و رفتن دو نفری به حمام پی گیری نمود.

راهکار سودمند دیگر ، سر زده سرک کشیدن و رفتن به حمام هنگام شست و شوی همسر است که خود می تواند بسیار لذت بخش باشد و حتا به آمیزش خاطره انگیز و گیرایی بینجامد.

راهکار بسیار سودمند دیگر که آن را نیز سه چهار سالی ست در روند سکس درمانی - زوج درمانی به کار بسته ام ، « جنگ بالش ها » ست که به ویژه با سود جستن از بالش های باریک و دراز به خوبی انجام می شود.

 

صمیمیت ، نزدیکی و عشق ورزی

 

این نوشته ادامه دارد ........ 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 12:24  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

صمیمیت ، عشق و نزدیکی

 

زندگی زناشویی هم چون صندلی ای ست که دست کم بر چهار پایه از پنج پایه ی :

۱- احترام

۲- اعتماد

۳- رفاقت و صمیمیت

۴- اهداف مشترک

و ۵- خواسته ها و کردارهای جنسی - زناشویی

باید استوار شود.

متاسفانه در ایران پایه ی سوم - « رفاقت و صمیمیت » - اغلب سست بوده و در بسیاری از موارد به طور کلی وجود ندارد. تا این پایه به همراه « احترام » و « اعتماد » استوار نگردد ، پایه ی بسیار مهم و سرنوشت ساز « س ک س ( سکسوالیتی ) » برافراشته نمی شود.

افسوس که فرهنگی قدیمی و دیرپا در میهن ما جا افتاده است که عروس و داماد بی درنگ پس از پیمان زناشویی باید به وقار و متانتی هم اندازه و هم سان با زنان و مردان میان سال و سالمند دست یابند !

بدین ترتیب زوج های جوان به جای دست یافتن به نوش داروی بنیادین « رفاقت و صمیمیت » ، به وقار و متانتی سست ، پوشالی ، مصنوعی و دروغین مسلح می شوند تا وجهه ی اجتماعی قابل قبولی پیدا کنند !!

در همین هنگام است که جدایی و دوری آن ها از یکدیگر آهسته اما پیوسته رخ می دهد ، تا پایه ی سرنوشت ساز « س ک س ( سکسوالیتی ) » نیز هم چون ستون چوبی موریانه زده فرو ریزد و سپری نیرومند و سودمند در برابر ستیزهای ناگزیر زناشویی باقی نماند. 

 

صمیمیت ، عشق و نزدیکی

 

این نوشته ادامه دارد ..............

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 0:23  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

طلاق : سرچشمه ی سی و سه درصد ازموارد روسپیگری در ایران

 

پس از پایان جنگ آمار طلاق و جدایی رشد نگران کننده ای پیدا کرد.

این افزایش از دهه ی هفتاد به بعد چشمگیر تر بوده است ؛ به گونه ای که اکنون آمار طلاق به سی تا سی و سه درصد در تهران و هفده تا بیست درصد در سراسر کشور رسیده است.

آمار طلاق و جدایی در سال نخست پس از ازدواج از آمار خود طلاق نگران کننده تر است؛

به گونه ای که از هر سه و نیم تا سه ازدواج در تهران ، یکی در همان سال نخست ازدواج به طلاق می انجامد.

این نسبت در شهرستان ها یک مورد طلاق در سال نخست پس از پیمان زناشویی ، به ازای هر شش ازدواج است.

 

مشاوره ازدواج می تواند سرنوشت ساز باشد

 

بنا نهادن فرهنگ انجام مشاوره ی ازدواج هم زمان با رشد و ارتقای ساختار مشاوره های ازدواج و طلاق می تواند در پیش گیری از طلاق و جدایی به گونه ای سودمند و اثربخش ایفای نقش نماید.

برای نمایان شدن سودبخشی فراگیر و فرهنگ شدن انجام مشاوره ی ازدواج باید بدین واقعیت اشاره نمود که هم اینک « طلاق » به تنهایی خود یک سوم - سی و سه درصد - موارد « روسپی گری » را در ایران ما پدید می آورد. 

هر چند گاه چاره ای جز طلاق و جدایی نیست و این یگانه درمان است

 

زندگی ، آرامش و دیگر هیچ !

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 2:47  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

کار خرید در مجتمع تجاری کنار هتل پوکت مان تا شب به درازا انجامید؛ بر آن شدیم تا گشتی در کنار ساحل بزنیم. بوی فاضلاب در پوکت کمتر از بانکوک آزار دهنده بود.

مغازه های پوکت مگر مجتمع های لوکس تجاری که سرشار از نمایندگی های مارک های نام آور پوشاک و کیف و کفش اروپایی و آمریکایی هستند ، چنگ زیادی به دل نمی زد.

 

پوکت - تایلند

 

با راهنمای راست مدار و منصف و مهربان تورمان در پوکت - مستر «  مو  » - قرار گذاشتیم تا بامداد فردا به تور جزایر پوکت برویم و روز پس از آن به رافتینگ ( قایقرانی در آب های خروشان کوهستان ) و فیل سواری و شنا در چشمه های سرد کوه های سبز پوکت برویم.

از نمایش بزرگ سیرک و رقص های محلی زنان دل ربای پوکت صرف نظر نمودیم.

من شیفته ی طبیعت هستم و با کاباره و دیسکو و بار و کازینو هیچ گونه میانه ای ندارم.

نرفتن به باغ وحش بانکوک هنوز برایم مایه ی ناکامی و حسرت است.

داشتیم به هتل برای خواب شب باز می گشتیم که سر از خیابانی گشاد و روشن در آوردیم که سرشار از انبوه گردش گران اروپایی بود. گردش گران ایرانی اغلب تور بانکوک - پاتایا را برمی گزینند و درصد اندکی از ایرانیان تور گران تر بانکوک - پوکت را انتخاب می کنند.

در ایران به ما تور پاتایا را تور مجردان ، و تور پوکت را تور دوست داران طبیعت و خانواده ها شناسانده بودند. از این رو ما تور پوکت را برگزیدیم تا از گروه روسپی دوستان جدا باشیم و آرامش را برگزینیم و نه آمیزش را !!

اما در ایران به ما نگفته بودند که تایلند ، « سرزمین روسپیان رو سپید » است و هر شهر توریستی آن مکانی مهیا برای آمیزش است !!!

هر چند با تعریفی که در فرودگاه امام خمینی از مسافران پاتایا شنیدم دانستم که آن جا هم باغ های گل و گیاه و پارک جانوران سرشاری دارد و در همه جای تایلند ، امکان آرامش جویی نیز هم چون آمیزش جویی فراهم هست.

 

تور جزایر پوکت - تایلند phuket

 

این نوشته ادامه دارد ............... 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 1:2  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

سیاه ؛ سپید ؛ و دیگر هیچ !

 

آشنایی با شخصیت مرزی – آشوب ناک  ( بوردرلاین ) : بخش دوم

 

دکتر بهنام اوحدی

 

روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

افراد دارای اختلال شخصیت مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) و یا ویژگی های پر رنگ آن در طول زمان تغيير چنداني نمي‌كنند ، اما به طور کلی اختلال پس از چهل سالگي كمي‌ كمرنگ‌تر مي‌شود.

 افراد دچار اختلال و یا ویژگی های پر رنگ شخصیتی مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) دو دفاع روانی مشکل ساز و ویژه دارند :

۱) همانند سازی برون فکنانه ( PROJECTIVE IDENTIFICATION )

که توسط آن ، فرد جنبه های غیر قابل تحمل پندار و کردار خود را به فردی دیگر برون فکنی ( PROJECT ) می کند و به این ترتیب او را وادار به ایفای نقشی می کند که به او برون فکنی شده است. پس بدین ترتییب دیگران نیز همانند او رفتار می نمایند.

۲) دو نیمه سازی ( SPLITTING )

که توسط آن ، افراد بوردرلاین همه ی افراد و اشیاء و واقعیت های پیرامون خود را به دو دسته ی خوب خوب ( خوب مطلق ) و یا بد بد ( بد مطلق ) تقسیم می نمایند. یعنی دیگران به نظر آن ها صد ( سپید ) یا صفر ( سیاه ) اند و فرد متوسط ( خاکستری ) وجود ندارد. بنابراین فرد دارای ویژگی های پر رنگ و مختل مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) ، افراد خوب را برای خویش « آرمانی » ساخته و افراد بد را به کلی « بی ارزش ، پست و پلید » ارزیابی می نماید. گام نهادن بر میان بام ، مهارت و هنری ست که اینان از آن برخوردار نبوده و نیستند؛ از این رو یا از این سوی بام – فرو گزینی ( تفریط  ) - فرو می غلتند و یا از آن سوی بام – فراز گزینی ( افراط ) – سرنگون می شوند. بدبختانه چون فرد بوردرلاین احساس وابستگی و کینه توزی را هم زمان نسبت به یک فرد دارد ، چه بسیار رخ می دهد که او دوستان دلبند پیشین را به ناگاه در زمره ی دشمنان خونینش قرار می دهد. پس نباید مایه ی شگفتی شود که آن را که همین دیروز با درود بدرقه می ساخته است ، امروز بی درنگ و شتابان مرگ را برایش از ژرفای گلو فریاد دهد !

این اختلال گاه همراه با اختلال و یا صفات شخصیتی اسکیزوتایپال در یک بیمار وجود دارد که این همراهی می تواند حتا به مواردی چون شیطان پرستی ی، قربانی کودکان و نوجوانان برای شیطان یا ارواح ، خودزنی و نوشیدن خون خود و یا هم کیشان در این گونه مراسم و کردارهای پریشان و آشفته ی خرافه پرورانه ی دیگر بانجامد و پیش آگهی و احتمال درمان اختلال را کاهش دهد.

خودکشی های بیماران دچار اختلال شخصیت بوردرلاین برخلاف رفتارهای خودکشی نمایشی شخصیت های نمایشگر  ( هیستریونیک ) ، می تواند شدید ، خطرناک و حتا مرگ بار باشد.

اما خود زنی  کرداری ست که در اینان بسیار پر شمار تر از خودکشی رخ می دهد ؛ خودزنی که بر دست ، ساعد ، بازو ، دیگر جاهای بدن و حتا کشاله ی ران و گردن با تیغ ، شیشه ی شکسته ، آتش سیگار ، و ....... انجام می شود. کرداری که گاه با نیرنگ بیگانه و نادانی خویش به شبه ارزش خرده فرهنگ های عوام فریبانه تبدیل می شود تا به گونه ای گروهی و در هنگام های ویژه فرق سر به تیزی قمه سپرده شود. تنش های گران بار گشته ی فرد دچار اختلال شخصیت بوردرلاین بی درنگ به دنبال تماشای بیرون جستن خون و آسیب ، فرو می نشیند و آرامشی ژرف برای او پدید می آید. چرا که افزون بر تغییر اندازه های نوروترنس میتر های ( پیام رسان های عصبی ) مغز ، افیون های طبیعی درون زاد پیکر – هم چون اندورفین ها و نورانکفالین ها – نیز ترشح شده و در رگ های سراسر تن رها می شوند. بدین سان تماشای خون – به ویژه چنان چه از پیکر خود بیمار سرچشمه گیرد – به او آرامشی ژرف همراه با لذت می بخشد. گهگاه بیمار این تکانه ها را با فرآیند دفاعی جابه جایی به جاندار زنده ی دیگری – آدم یا جانور – منتقل نموده و با آسیب رساندن ، خونین نمودن و حتا شکنجه و کشتن او به آرامش و شور دست پیدا می کند. همانند آن بیمار دختر جوان دانش آموخته ی اسکیزوتایپال – بوردرلاینی که هر هفته دو بار ، روزهای یک شنبه و چهارشنبه ، هر بار یک مرغ زنده را خود به دست خویشتن در حمام سر می برد و سپس آن را با نام و عنوان نذر به قصاب محل ارمغان می دهد.

خودزنی ها لزوما نباید بر پیکر انجام شود ؛ این کرداری ست که می تواند هم چون برخی کردار ها و گفتارهای شبه سادو مازوخیستیک هم چون « سنگی بر گوری »  جلال آل احمد فقط بر روان فرود آورده شود بلکه افیون های درون زاد تن افزون شود تا بیمار به اندکی آرامش دست یابد.

به ویژه اگر فرد به جای دچار بودن به اختلال شخصیت مرزی – آشفته ( بوردرلاین ) ، دارای ویژگی های پر رنگ شخصیتی آن باشد ، باید بیشتر انتظار این خودزنی های روانی - و نه لزوما پیکری – را داشت.  خودزنی هایی که در کردار روزمره ی اینان الگویی همیشگی و تکرار شونده است و از جمله در پوشش و آرایش گزافه آمیز و شگفت انگیز آن ها بروز می نماید.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:52  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

ART & SEX

 

 

یکی از دوره های آموزش آزاد من ، دوره ی آموزشی بیست و چهار ساعته ی « هنر عشق ورزی و همآغوشی ( مهارت ها و تکنیک های برتر آمیزش و زناشویی ) » است که براساس منابع  و مراجع شناخته شده ی روان پزشکی ، روان شناسی ، سکسولوژی بالینی ، اندوکرینولوژی ، زنان و زایمان ، یورولوژی ، آناتومی و فیزیولوژی برای افراد سیکل و ترجیحا دیپلم به بالا ارائه و تدریس می شود.

پنجمین دوره ی آموزشی « هنر عشق ورزی و مهرت های زناشویی » از تاریخ شنبه بیست و نهم تیر ماه به مدت هشت هفته ، در جلسات سه ساعته در کلینیک مددکاری یارا برگزار می شود.

نشانی و شماره تلفن این کلینیک عبارت است از :

خیابان تخت طاووس ( مطهری ) ، خیابان ترکمنستان ، کوی زریر ، پلاک ۱۲ ، تلفن : ۸۸۴۳۱۷۳۳ و ۸۸۴۷۰۹۶۰ 

 

ARt & SEX

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 5:14  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

از دیشب توانستم خواست دیرین خود مبنی بر دگرگون ساختن وبلاگ های    www.iranbod.ir  )  www.iranbod.com  ) و www.1ravanpezeshk.com  ( www.ravanpezeshk.ir ) و www.atashgah.com را از دو وبلاگ www.sharmgah.com  و  www.1sexologist.com  عملی نمایم.

امیدورام با یاری پروردگار یگانه ، انگیزه و انرژی ای برای دگرگون ساختن دو وبلاگ « یک ایران بد » و  « آتشگاه » از وبلاگ « یک روان پزشک » نیز باقی بماند و به زودی انجام شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 13:42  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

آیا زنان بی هوده و به اشتباه به دنبال قد و قامت نیستند ؟!؟

 

پرسش دیگری که در ذهن بسیاری از زنان جوان وجود دارد این است که

« آیا از ظاهر چهره و یا پیکر مردان می توان به اندازه ی درازا و پهنای آلت آنان پی برد ؟؟ »

و

« آیا درازا و پهنای آلت جنسی - زناشویی مردانه ، نسبتی از اندازه و پهنا و تنومندی پیکر آنان است ؟؟ »

واقعیت آشکار و نمایان آن است که اندازه ی درازا و پهنای آلت مردان ، اگر نسبت معکوس با اندازه ی درازا و پهنای پیکر آنان نداشته باشد ( که در کمال شگفتی بارها دیده شده که این نسبت معکوس را دارد !! ) ، دست کم نسبت مستقیم با آن را ندارد.

فراوان مردانی را معاینه نموده ام که درازای پیکرشان به یک متر و شصت سانتی متر نمی رسد ، اما درازا و پهنای آلت شان به اندازه ای در حدود ساعد دست شان بوده است !!!

این واقعیت مشهود از سوی بسیاری از دستیاران و متخصصان یورولوژی ( جراحی کلیه و مجاری ادرای - تناسلی ) و پزشکان عمومی و اینترن ها گزارش شده است تا جایی که آن را با قانون دست معروف در فیزیک بدین گونه بیان نموده اند که « پیکر بزرگ ( مرد دراز یا مرد چاق ) ، آلت کوچک » و « پیکر کوچک ( مرد کوتاه و ریز ) ، آلت سترگ » !!!!

در دنیای دیگرگون و پیچیده ی « هم جنس گرایان » - که به تازگی از سوی انجمن هم جنس گرایان ایرانی مقیم آمریکا « دگر باشان » نام نهاده شده است - ( هم جنس گرایان مرد : گی ها ) نیز فراوان دیده شده که مرد مفعول ( BOT ) یا V- more B پیکری تنومند و بلند ، با عضلات پیچ در پیچ و وزنی از ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلو داشته و مرد فاعل ( TOP ) یا V- more T  پیکری کوچک و معمولی با وزنی از ۶۰ تا ۸۰ کیلوگرم داشته است.

 

در بیان نسبت معکوس قامت با درازا و پهنای آلت مردان

 

 

بدون شرح !

 

باید اذعان نمود که خداوند جنسیت را به سان چیستانی پیچیده برای شکستن غرور نا به جای آدمی آفریده است تا پس از چند هزار سال کاوش بداند که همی نادان است.

باید دانست که بسیار پیش تر و بیش تر از شرمگاه آدمی ، ارگان و جایگاه جنسی و زناشویی اش همانا  « مغز ( آمیگدال ، هیپوکامپ ، لیمبیک ، تالاموس ، هایپوتالاموس و هایپوفیز و .... ) » اوست.  

  

و خداوند جنسیت را چیستان آدمی آفرید !

 

این نوشته ادامه دارد ......

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 13:25  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

پرسش های بسیاری درباره ی اندازه ی نرمال آلت تناسلی مردانه از من پرسیده شده و می شود.

برخی از زنان در این باره خطاهای فکری فراوانی دارندو از این رو دچار نگرانی های گوناگونی پیرامون اندازه ی آلت همسران شان می شوند. به گونه ای که در اغلب موارد آن را کوچک ارزیابی نموده و یا گاه از بزرگی آن دچار هراس می شوند.

اندازه ی طبیعی آلت مردانه ، هنگام برافراشته شدن ( برپایی ) ، از ده تا بیست سانتی متر است.

درازای طبیعی واژن نیز به طور معمول نه تا یازده - دوازده سانتی متر است که دو - سه سانتی متر ولو ( شامل لب های کوچک و بزرگ واژن ) را نیز باید به آن افزود.

از این رو نه سانتی متر درازای آلت برای پدید آوردن ارگاسم ( فراز ) جنسی در زن و شش سانتی متر آلت به شرط پرش ( جهش ) خوب منی ، برای بارور ( باردار ) ساختن زن کافی است.

بنابراین هر چه اندازه ی آلت مردانه از یازده تا چهارده سانتی متر - در هنگام برافراشتگی - افزون تر باشد ، درون واژن ( پیش گاه ) قرار نگرفته و بیرون از آن ناسودمند می ماند.  

 

آلت جنسی مردانه

 

این نوشته ادامه دارد ........

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:42  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

خطوط هوایی آسیا ایر لاین

 

 

 ساعت ۷ بامداد از فرودگاه بانکوک با خط هوایی  ASIA AIR به سوی پوکت پرواز نمودیم.

هواپیما بوئینگ ۷۳۷ کهنه ای بود. کنار ما دو زن انگلیسی ۶۰ و چند ساله نشسته بودند. پس از لحظاتی از آغاز پرواز ، یکی از آنان که به نظر بیش فعال می آمد ، پا شد ایستاد و تا پایان پرواز هم چنان ایستاده ماند و از هیچ گونه سر و صدا و شلوغی ای خودداری ننمود !

دست کم پنجاه بار بطری پلاستیکی آب معدنی اش را چلاند و رها کرد تا واپسین قطره ی آب را هم بیاشامد !! پایان پرواز هم مانند وایکینگ ها ، به ناگاه بر روی صندلی پرید تا ساک دستی خود را بر دارد !!!

با چشمانی گشاده ، شگفت زده ، به جنبش ناگهانی و نامعمول خانم سالمند نگریستم.

به یاد علویه خانوم صادق هدایت افتادم.

برخی ونوسی ها بد سلیته ای هستند !

درست هم چون برخی مریخی ها که کرداری همانند چهار پایان دارند !!

پرواز از بانکوک تا پوکت یک ساعت به درازا کشید.

 

خطوط هوایی آسیا ایر لاین - تایلند

 

ماشین ون آزانس پرنسس به دنبال مان آمد و راهنمای راست کردار و خوش روی مان - آقای MOO - ما را به هتل مکان اقامت مان ، هتل    millenium hotel ، برد تا از فریضه ی مهم صبحانه محروم نمانیم.

پذیرش هتل بسیار زیبا و خاطره انگیز بود. آب نمای دل انگیز و تمیزی داشت.

از کنار این آب نما ، به راحتی وارد مجتمع تجاری لوکس و مدرن اروپایی پوکت می شدیم.

صبحانه ی هتل پنج ستاره ی میلنیوم پوکت ، بسیار برتر و بالاتر از صبحانه ی هتل پنج ستاره ی سنتارا پلازای بانکوک بود.

از صبحانه به گونه ای نیک برخوردار گشتیم و برای استراحت به اتاق شیشه ای و مدرن هتل - که در کنار  استخر رو باز واقع در طبقه ی چهارم هتل بود - رفتیم.

 

استخر هتل millenium پوکت - تایلند

 

هتل میلنیوم پوکت - تایلند

 

این نوشته ادامه دارد .........    

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 0:41  توسط دکتر بهنام اوحدی 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

نشانی کلینیک های روان پزشکی ( دارو درمانی - روان درمانی - سکس تراپی - زوج درمانی و خانواده درمانی ) و مشاوره ( ازدواج ، طلاق و ... ) من از این قرار است :

 

دکتر بهنام اوحدی

 

بورد تخصصی اعصاب و روان از دانشگاه علوم پزشکی تهران

 

روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

مشاور ازدواج و طلاق

 

شماره ی نظام پزشکی : ۷۱۴۵۰

 

۱- روزهای یک شنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه  ، پنج شنبه ( بعد از ظهر ) :

خ جردن ( آفریقا ) ، بالاتر از بلوار میرداماد ، رو به روی برج آناهیتا ، نبش کوچه ی سرو ، ساختمان پزشکان ۱۰۱ ، واحد ۱۰ ، مرکز مشاوره ی شکیبا ، تلفن : ۸۸۷۹۱۸۶۱ و  ۸۸۶۵۵۶۸۰

 

۲- روزهای دوشنبه و چهار شنبه صبح ( از ۹ بامداد تا ۲ بعد از ظهر  ) و دوشنبه بعد از ظهر ( ۵ تا ۹ ) :

خ ظفر ( و حید دستگردی ) ، ما بین خ جردن ( آفریقا ) و خ ولی عصر  ، رو به روی پارک کاج ، شماره ی ۳۲۶ ، کلینیک دکتر محمدی ، تلفن : ۸۸۷۸۰۰۲۵ و ۸۸۷۸۲۸۹۰

 

۳- یک شنبه ها و سه شنبه ها ( از ۹ بامداد تا ۲ بعد از ظهر )  : 

شهرک غرب ، ضلع شمال غربی تقاطع بلوار دریا و خیابان پاک نژاد ، کلینیک مشاوره و روان شناسی دریا ، تلفن : ۸۸۶۹۷۴۲۷ و ۸۸۶۹۷۴۱۸

۴- شنبه ها  صبح ( از ۹ بامداد تا ۱ بعد از ظهر ) :

خ ولی عصر ، خ توانیر ، بالاتر از بیمارستان دی ، پلاک ۳۰ ، طبقه ی چهارم ساختمان کلینیک آریتمی قلب تهران ، مرکز مشاوره و روان شناسی  ذهن و جسم تهران ، تلفن : ۸۸۷۷۱۰۷۲ ، ۸۸۷۷۱۰۷۳ و ۸۸۷۷۱۰۷۴

 ۵- شنبه ها ( بعد از ظهر ) :

خ مطهری ( بین خ سهروردی و  خ شریعتی ) ، خ ترکمنستان ، کوی زریر ، پلاک ۱۲ ، طبقه ی همکف ، کلینیک یارا ، تلفن : ۸۸۴۳۱۷۳۳  و ۸۸۴۷۰۹۶۰

 

زندگی , آرامش و دیگر هیچ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 13:8  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

بی ثبات بر مرز نوروز و سایکوز

آشنایی با شخصیت مرزی – آشوبناک  ( بوردرلاین ) : بخش نخست

دکتر بهنام اوحدی

روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

یکی از بحث بر انگیز و چالش ساز ترین اختلالات روان پزشکی ، بی گمان اختلال شخصیت مرزی ( بوردرلاین ) است که به ویژه در حوزه ی روان درمانی جایگاهی ویژه داشته و دارد.

در همه ی جوامع جهان – از پیش رفته تا در حال رشد – این اختلال در هر دو جنبه ی فردی و اجتماعی ، معضلی بزرگ و زیان بار بوده و هست.

 اختلال شخصيت مرزي را از آن رو « مرزی » نامیده اند که بیماران مبتلا به آن را در مرز روان نژندی ( نوروز ) و روان پریشی ( سایکوز ) می دانند. این اختلال را « منش روان پريشانه ( سایکوتیک ) » ، « شخصيت نصفه نيمه » و « اسكيزوفرني گذرا » نيز نام نهاده اند ، اما شاید برای ما ایرانیان بهترین و گویاترین واژه ی بیانگر اختلال شخصیت مرزی ( بوردرلاین ) همانا همان واژه ی « خفن » باشد. شخصيتي كه ثابت‌ترين ويژگي‌اش همانا « بی ثباتی عاطفی ، خلقی ، رفتاری ، روابط بین فردی » ، و نیز ماجراجویی ، رفتار تکانشی و بی اندیشه ، و مشکل در ارتباط برقرار نمودن با عینیت و خودانگاره ( SELF IMAGE ) شان است.

هر چند شیوع واقعی این اختلال کاملا مشخص نیست اما به نظر می رسد بر خلاف نخستین گمان در زنان دو برابر مردان باشد. اختلالاتی چون اختلال افسردگی شدید ، اختلال مصرف الکل و سوءمصرف دیگر مواد ( مخدر و محرک ) در سابقه ی بستگان درجه نخست این بیماران شایع تر است.

این بیماران تقریبا همیشه در بحران به نظر می رسند. چرخش های پر شتاب خلقی ( MOOD SWING ) در اینان شایع است. یعنی یک لحظه شاد و خوش و سرحال ، یک لحظه ستیزه جو و پرخاشگر ، و لحظه ی دیگر کاملا بدون احساس هستند. این چیزی ست که خانواده ، دوستان ، بستگان و دیگر افراد پیرامون فرد مبتلا را دچار سرگردانی و بلا تکلیفی می نماید. بر این پایه ، بسیاری از روان پزشکان این اختلال را گونه ای از « پیوستار خلق دو قطبی » و « اختلال خلقی دو قطبی نرم » در نظر می گیرند و از دسته داروهای تثبیت گر خلق در کنار روان درمانی سود می جویند.

این اختلال می تواند بسیار شبیه به اختلال شخصیت نمایشگر ( هیستریونیک ) جلوه کند ، اما به ویژه در رابطه با ستیزه جویی ، پرخاش گری ، بی ثباتی ، کردار تکانشی و احساس پوچی از شخصیت نمایشگر پر رنگ تر است. اگر سرشت و منش فرد دارای ویژگی های پر رنگ و یا اختلال شخصیتی نمایشگر ( هیستریونیک ) آن گونه است که همواره با دست پس بزند و با پا پیش بکشد ، فرد دارای ویژگی های شخصیتی پر رنگ و یا مختل مرزی ( بوردرلاین ) بنا بر حال لحظه ای بی ثبات خود به ناگاه با دست و یا پا پیش می کشد و به نا