تبليغاتX
شرمگاه

شرمگاه

نادانی آغاز گمراهی ست

 

 

جهان پهلوان غلامرضا تختی : غمگین شیرمرد شرمگین

 

 

شخصیت عبارت  است از الگوی دیر پا و بادوام رفتار و آموزه های ذهنی که در گستره ی پهناوری از وضعیت ها و موقعیت های فردی و  اجتماعی ، فراگیر و انعطاف ناپذیر بوده و در پایان نوجوانی آدمي تثبیت می شود. این تمامیت کرداری و پنداری هر دو جنبه ی شخصی و اجتماعی زندگی فرد را بازگو می کند و در طول زمان دگرگون نمی شود.

هر آدمي می بایست ویژگی هایی از یک  یا چند شخصیت از دوازده اختلال شخصیت  اسکیزوئید  ، پارانوئید ( بدبین ) ، اسکیزوتایپال ، نارسی سیستیک ( خودشیفته ) ، بوردرلاین ( مرزی ) ،  هیستریونیک ( نمایشگر )  ، آنتی سوشیال ( ضد اجتماعی )، وابسته ، پرهیزگرا ، وسواسی جبری، افسرده  ، پرخاشگر منفعل  را دسته كم در اندازه ي صفت و كم رنگ تر از اختلال داشته باشد.

برای فهم و درک بهتر شخصیت اسطوره شده ی جهان پهلوان غلامرضا تختی – که هنوز و پس از گذشت چهل سال از « خودکشی تبدیل به شهادت شده  » ی او آن چنان که باید و شاید در ایران شناخته و درک نشده است – ویژگی های دو شخصیت چیره ی سرشت پاک ، پرهیزگار و جوانمردانه ی او  را بیان می نمایم.

البته به سبب وجود ویژگی هایی از شخصیت کلاستر B ( نارسی سیستیک ) در ساختار روان شناختی او ، این غمگین شیر مرد غمگین و پر آوازه ی میهن مان هم چون بیشتر ما ایرانیان ، از برخی ویژگی های شخصیتی مرزی - آشفته ( Borderline ) نیز بهره مند بوده است که برای پیشگیری از سوء برداشت ها و سوءاستفاده های احتمالی ، از نگاشتن و درج آن ها خودداری می نمایم. 

 

 

 

 

خودکشی جهان پهلوان غلامرضا تختی

 

 

 

الف) اختلال شخصیت افسرده

(Depressive personality disorder  )

ویژگی اصلی افراد دارای این شخصیت صفات مادام العمر طیف افسردگی است.

این افراد بدبین ، بی لذت ، وظیفه شناس ، مردد به خود و به شیوه ای مزمن ناشاد و ناخشنودند.

این شخصیت را پیش تر شخصیت مالیخولیایی ( ملانکولیک ) می نامیدند.شیوع این شخصیت در مرد و زن تقریبا به یک اندازه است.این افراد بیشتر اوقات بی کس ، جدی ، عبوس ، سلطه پذیر و بدبین هستند و خود را دست کم می گیرند.به زودی پشیمان می شوند و احساس بی کفایتی و نا امیدی می کنند.اینان اغلب موشکاف اند و در جست وجوی عیوب و نقایص خود ، دیگران ، اجتماع و جهان مته به خشخاش می گذارند.

مانند شخصیت های وسواسی – جبری کمال طلب و زیادی با وجدان اند و دائما به کار می اندیشند و با شدت وحرارت احساس مسئولیت می کنند و با پیش آمدن موقعیت های جدید خیلی زود حال شان گرفته می شود.

همیشه از این می ترسند که مورد تایید دیگران قرار نگیرند.بدون این که حرفی بزنند در درون خود رنج می کشند وحتا ممکن است خیلی زود اشک شان درآید. هرچند به طور معمول در حضور دیگران چنین کاری نمی کنند.

شک و تردید و بلا تصمیمی و احتیاط باعث می شود که احساس نا امنی ذاتی آن ها بیشتر شود.

خلق غالب معمول اینان عبارت است از اندوه ، دلتنگی ، افسردگی ، فقدان شادی و ناخشنودی.

درک شان از خود حول محور باورهایی چون بی کفایتی، بی ارزشی و عزت نفس پایین دور می زند.

نسبت به اجتماع چون خود سخت گیر و موشکاف و عیب جو هستند .شخصیت افسرده منتقد همیشگی خود و دیگران است.دایم در فکر و خیال بوده ومستعد و آماده ی نگرانی و دچار احساس گناه  شدن  است .این شخصیت بدبین و منتظر رخدادهای منفی ست.

ویژگی های شخصیتی افسرده حتا تا مرز اختلال در بسیاری از نام آوران ، نخبگان و اندیشمندان تاریخ وجود داشته است. 

 

 

 جهان پهلوان غلامرضا تختی

 

 

ب - برخی ویژگی های شخصیتی خودشیفته 

(Narcissistic personality traits ) که غلامرضا تختی از آن ها برخوردار بوده ، عبارت بوده اند از :

اعتماد به نفس بالا ، احساس استحقاق و برتری، برخی رفتارها و نگرش های بر آمده از اعتماد به خود و غرور درونی ، بی اعتنایی نسبت به قضاوت دیگران ، تن ندادن به قواعد مرسوم اجتماع ، استعداد به افسردگی و سرخوردگی در ناکامی ها ، و آسیب پذیری دربرابر بحران های افسردگی میان سالی.

 

آشکار است که بیان این ویژگی ها به معنای اعلام وجود اختلال ( بیماری ) شخصیت در غلامرضا تختی ، غمگین شیرمرد شرمگین میهن مان نیست ، بلکه برعکس برای درک و فهم بهترو بیشتر ساختار روان شناختی این ورزشکار و پهلوان کم مانند میهن مان صورت می گیرد.

 

 جهان پهلوان غلامرضا تختی : غمگین شیرمرد شرمگین

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 14:26  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

آنیما و آنیموس : پرهیز و خودداری مطلق یا آموزش و آگاهی رسانی ؟!؟

 

 

پهنه ی پیشگیری و کاهش آسیب های روانی - ج.ن.س.ی ، نباید به عنوان بازیچه و دستمایه ی سیاست قرار گیرد. به ویژه از آن جا که ما دهه هاست در این سنگلاخ گذر از سنت ج.ن.س.ی به مدرنیته ی همآغوشی به کژ و بی راهه رفته ایم.

میان دو نیمه ی مقابل ( نه مخالف ) اجتماع مان از کودکستان تا دانشگاه جدایی و دوری می گذاریم تا از همان نخست در یاد و خاطرشان بماند که این دو آتش و پنبه و دستمایه ی گناه و بازیچه ی شیطانند.

در دانشکده و دانشگاه نیز حتا چندی ست اردوهای علمی - فرهنگی را بر پایه ی ج.ن.س.ی.ت جدا گانه برگزار می کنیک تا آتش به دامان پنبه نیفتد !

آن گاه بلندپروازانه و جادوگرایانه انتظار داریم تا یوندها و ازدواج های پر بار ، سرشار و ماندگار داشته باشیم و هر ماه آمار طلاق و جدایی های مان کاهش یافته و به پایین ترین اندازه ی ممکن برسد. با کدامین پشتوانه ، هویدا نیست !!!

عرف و رسومی که سده هاست میان دختران و پسران و زنان و مردان روستاها و ایلات و عشایرمان برقرار بوده و دستاوردهای خوبی هم در پایداری و استواری بنیاد خانواده و ازدواج داشته ( و هنوز دارد ) ، را به یک باره کنار نهادیم و شتابان دویدیم تا خرامیدن قبیله های امی عرب و شاخ آفریقا را بیاموزیم و پیش دیده و ذهن نیاوردیم که  « اسلام » بنا بر روایات مورد استنادمان آمده تا « دینی جهانی و گیتی گستر » باشد ، نه این که در قد و قامت « آیینی عربی و بدوی » باقی بماند.

 

 

اسلام : آیینی عربی یا دینی جهانی ؟!؟

 

آیا همان گونه که در برابر دانش همواره سنگر می بندیم که : " آری ، این دانش ها و علوم فرنگی باید هم آوا و هم خوان با فرهنگ و عرف اجتماع ما و دیگر جوامع شوند " ، برای به تن اجتماع دوختن و پوشاندن دین و مذهب نیز نمی بایست همین  راه و رسم را برگزینیم ؟!؟

و اگر نه ! این مغلطه و سفسطه و تضاد و تناقض ، زادگاه و جایگاه فتنه و آشوب و رفتن به راه اندلس نخواهد شد ؟!؟

 

 

جنسیت و ما ایرانیان

 

 

در واپسین پژوهش در رابطه با ارزیابی « آگاهی رسانی و آموزش دانش ج.ن.س.ی » در برابر « خودداری و پرهیز مطلق ج.ن.س.ی »  در کاتولیک ترین کشور دنیا - ایالات متحده آمریکا - ، برآمدهای زیر به دست آمده است:  

* آگاهی رسانی و آموزش دانش ج.ن.س.ی در پنجاه و یک درصد دختران دبستان و دبیرستان به عقب افتادن سن آغاز روابط ج.ن.س.ی با پسران و مردان به اندازه ی ۳ تا ۵ سال انجامید.

* همین راهبرد در پسران دبستانی و دبیرستانی برآمد و دستاورد شگفت انگیز تری داشت. ۳ تا ۵ سال تأخیر در آغاز روابط ج.ن.س.ی در اینان در درصد بیش تری نسبت به دختران دیده شد. این درصد بسته به فرهنگ زادگاهی خانواده ی پسران ، به جای ۵۱ درصد دختران ، هفتاد و یک ( ۷۱ ) تا نود و یک ( ۹۱ ) درصد بوده است !!

آیا هنگام آغاز آموزش ج.ن.س.ی و آگاهی رسانی منطقی در مدارس راهنمایی و دبیرستان های دخترانه و پسرانه و شناساندن باتلاق ها و گرداب های شخصیتی آسیب رسان نرسیده است؟!؟

این پرسش را در گام نخست ، باید از وزیر ارجمند بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی و معاونت محترم سلامت ایشان پرسید که وظیفه ی خطیر آگاه سازی دیگر مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران را بردوش دارند. سپس به سراغ مسئولان و مدیران دیگر نهادها و از آن جمله ، آموزش و پرورش و صدا و سیما رفت !!!

 

 

این نوشته شاید ادامه داشته باشد ....................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 13:59  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

آیا راهبرد آرمان گرایانه ی خودداری و پرهیزگاری جنسی , دستاوردی جز گسترش زیر زمینی و پنهان آسیب های اجتماعی داشته است ؟!؟

 

نزدیک به سه دهه است که مدیریت ج.ن.س.ی این اجتماع در حال گذار را بر بنیاد « خودداری و پرهیز مطلق ( Abstinence ) »  پایه نهاده اند. هر دو جناح رسمی سیاسی اجتماع - چپ خط امامی و راست اصولگرا - و نیز گروه های نارسمی و نامجاز شبه بنیادگرا هم چون نهضت آزادی ایران ، جنبش مسلمانان مبارز ، گروه ایران فردا ، و دیگر گروه های خرد ملی - مذهبی آرمان گرا ......... همه با هم در پایه گذاری این راهبرد سنتی و تاریخی همه ی ملل نقشی اساسی و جدی ایفا نموده اند.

شاید برای آنانی که از نزدیک شاهد و ناظر کردار و رویکرد های اعضای اصلی گروه های موسوم به ملی - مذهبی ( هم چون نهضت آزادی ایران و ............ ) نبوده اند ، جای شگفتی داشته باشند که از من بخوانند و بشنوند که اندیشه ها و اذهان و راهبردهای اجتماعی و رویکردهای شخصی و خانوادگی یاران دیرین و حلقه ی اصلی این گروه ها و به ویژه نهضت آزادی ایران ، اگر از اعضای جناح راست حاکم و موسوم به « اصولگرا » مقیدتر ، متعصبانه تر ، آرمان مدارانه تر و سخت گیرانه تر نباشد ، به هیچ وجه از آنان نرم تر ، ملایم و میانه رو تر ، واقع بینانه تر و  انعطاف پذیرتر هم نیست. 

البته آنان که کمی با تاریخ معاصر آشنایی دارند ، نیک می دانند که شخص مهندس بازرگان ، رادیوی زندان را بر گوش هم بندان و دیگر زندانی ها با اهتمام و قاطعیت خاموش می نموده تا روح شان در بستر موسیقی برنامه ی گل های جاویدان و ...... به گناه نیفتد و همو در مجلس نخست پس از انقلاب اسلامی ، استوارانه و خستگی ناپذیر  با حق برگزیده شدن زنان در مجلس شورای اسلامی مخالفت نموده است. 

نهضت آزادی و دیگر ملی - مذهبی های امروزی هم چون دکتر ملکی و دکتر سروش و زیباکلام ، درست هم چون کانون نویسندگان سوسیالیست و روح پذیرفته از اندیشه های چپ ، همگام و همراه با اصلاح طلبان کنونی جناح چپ خط امامی با آرمان گرایی تمام در پروژه ی « انقلاب فرهنگی » شرکت جستند تا نیروی به چنگ آمده از سرمستی و شور و شیدایی پیروزی را خرج آرمان های ناواقع بینانه ی خویش سازند. 

امروز اینان همگی سخن از اصلاحات بر زبان می رانند اما همه با هم - جز انگشت شمارانی هم چون صادق زیبا کلام و برخی چپ های صادق دوم خردادی و خط امام - از پذیرش خطاهای آرمان گرایانه و ناواقع بینانه ی خویش ، هراس و واهمه و ناراستی دارند.

یکی از راهبردهای آرمان گرایانه ی همه ی این گروه های امروز همه به ناگاه اصلاح طلب شده ( ! ) ،  « خودداری و پرهیز مطلق ج.ن.س.ی (  Sexual Abstinence ) » بوده و هست. آگاهی رسانی و آموزش دانش ج.ن.س.ی ( Sex education ) از دیدگاه گروه های مذهبی و متعصب موسوم به ملی - مذهبی ، هیچ گونه جایگاهی نداشته و ندارد و این در حالی ست که چنین نگرشی در میان جناح راست اصولگرای حاکم و نیز جناح چپ اصلاح طلب از کرسی به زیر افتاده ، بسیار واقع بینانه تر و معتدل تر است.

گروه های مذهبی و متعصب حاضر در ائتلاف شکننده و گذرا و نادیرپای موسوم به ملی - مذهبی ، دست کم در این حوزه ، بسیار عقب مانده تر و سنتی تر از دو جناح رسمی نظام بوده و هنوز هم هستند.

شاید فقط اگر به حلقه ی اصلی این چنین گروه هایی بتوانید نزدیک شوید ، آن گاه بتوانید از حجم سنگین و انبوه تعصبات تابو پرستانه و آرمان گرایانه ی یاران راهبردگزین آن ها آگاه شوید.

در میان گروه های سیاسی کشور ، هیچ دسته و ائتلافی طنز آمیز تر از ائتلاف گروه های ملی - مذهبی نیست ! ائتلافی که بر پایه ی کاریکاتوری از کابینه ی مهندس بازرگان آرمان گرا و همواره نگاه بر واقعیات مدرن زمان و دوران خویش فرو بسته ، شکل گرفته است. آن چه که در این ائتلاف شکننده ، موزائیسمی و نادیرپا دیده و ارزیابی نشده ، انبوه ناهم خوانی های اندیشه ها ، آرمان ها ، و راهبردهای ذهنی ی افراد این ائتلاف بوده و هست.

به راستی چه گونه می توان اندیشه ها و راهبردهای واقع بینانه و مدرن افرادی هم چون دکتر پرویز ورجاوند و دکتر داود هرمیداس باوند را در کنار ذهنیات و رویکردهای متعصبانه و آرمان گرایانه ی  کسانی چون ابراهیم یزدی و هاشم صباغیان نهاد ؟!؟ 

 امروزه گروه های گوناگون هر آن چه خود شتابانه و دلاورانه انجام داده و در حافظه ی تاریخ معاصر به یادگار و امانت نهاده اند ، را ناراست گرایانه فراموش نموده و از انبوه کوشش های آرمان گرایانه ی نخستین هراسان و گریزانند و از هر فرصت و فراغتی برای ریختن آوار آسیب های اجتماعی بر سر و دوش دولت احمدی نژاد سود می جویند.

در حالی مسایل و مصیبت های اجتماعی ، جایگاهی بسیار سترگ تر و مهم تر از آن دارند که سوخت قطار سیاست و بازی های بچه گانه ی انتخاباتی شوند.

به باور من ، گام نخست در انجام اصلاحات راستین اجتماعی ، پذیرش خطاها ، کژ گزینی ها و ناواقع بینی های دوران و زمانه ی خویشتن است.

امثال جناب آقای « ه. ص. » که در روزی که نوه ی دختری اش هشت سال و چهار ماهگی خورشیدی اش تمام می شود ، بر سرش چادری « سیاه » کشیده و او را بدان سفارش می کنند ، بسیار بیش و پیش از یورش به رئیس جمهور و ستیز و گلاویز با دولت نهم ، باید به خود و دوران خود بنگرند و دیده به گریبان خود فرو برند. سپس جرأت و شجاعت پذیرش کژمداری ها و شیدایی ها را برخویش استوار سازند ، تا راستی و شایستگی نقد و راهبردگزینی ملی و اجتماعی بر بلندای تن آنان بتواند دوخته شود. نه آقای منصوریان ؟!؟

            

 

آموزش و آگاهی رسانی یا خودداری و پرهیزگاری مطلق جنسی؟

 

 

این نوشته ادامه دارد .....................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 13:4  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

پیش از ازدواج : سنجش هم تایی جنسی و هم خوانی آمیزشی از سوی مشاور الزامی ست !

 

 

 

 

تماشای فیلم MATCH POINT , راهکاری سودمند در پیشگیری از شکست در ازدواج

 

 

 

 

پیش از نامزدی و ازدواج , فیلم MATCH POINT وودی آلن را حتمن ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 14:0  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

هم تایی غریزی کشش جنسی و کنش آمیزشی : ضریب اطمینان پایداری و ماندگاری ازدواج

 

و البته تنها عرصه ی غرایز جنسی و کشش آمیزشی نیست که در دانشکده های روان شناسی و پزشکی خوب آموزش داده نمی شود. برهم کنش های شخصیتی و چالش های آن ها با کشش های غریزی و جنسی نیز حیطه ی بسیار مهمی ست که تاکنون ، در این سرزمین اهورایی !!! اصلن و ابدن جدی گرفته نشده است.

آیا برهم کنش های جنسی - آمیزشی یک مرد دارای ویژگی ( تریت ) شخصیتی چیره ی اسکیزوئید ، پارانوئید یا وسواسی ، همسان و همانند کنش ها و کشش های یک نر نارسی سیستیک ، بوردلاین یا سایکوپات می تواند برای زنان هر اجتماع - و نه تنها اجتماع عقب مانده و در حال گذار ما - گیرا و سرشار باشد ؟!؟

به راستی باتلاق پر آفت و زیان و گزند مردان دارای ویژگی های پر رنگ و یا اختلال شخصیت هایPANBH ( بوردرلاین ، آنتی سوشیال ، نارسی سیستیک ، پارانوئید و هیستریونیک ) را تا چه اندازه به دختران جوان و نوجوان اجتماع مان یادآور شده و می شویم ؟!؟

درباره ی مرداب نابودگر دختران و زنان دارای ویژگی های پر رنگ و یا اختلال شخصیت های DANBH ( وابسته ، ضد اجتماعی ، خودشیفته ، مرزی - آشفته و نمایشگر ) چه اندازه  به پسران جوان و نوجوان مان آموزش می دهیم ؟!؟

ما دهه هاست که نه تنها عرصه ی س.ک.س ( ج.ن.س.ی - زناشویی ) ، که حیطه ی شخصیت ، و نیز پهنه ی خانواده را ساده و آسان و بازیچه گرفته ایم !!!

و این گونه است که آسیب های ج.ن.س.ی - زناشویی اجتماع بی نگاهبان در حال گذار مان را در می نوردند و هر روز طلاق و جدایی و پیمان شکنی ( خیانت به همسر ) افزایش و شدت می یابد.

و هنوز پس از چند دهه ، ساختار و ساختمان معاونت محترم سلامت وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی مان تنها آسیب اجتماعی مهم حوزه ی اعصاب و روان را « اعتیاد ( وابستگی ) به مواد » می بیند و یگانه ی عرصه ی کمی تا قسمتی ج.ن.س.ی نیازمند پژوهش و درمان را « ایدز ( AIDS ) » بر می شمارد و بس !!!!    

در چنین حال و روزی باز باید سپاس گزار جناب « وودی آلن ( Woody Allen ) » بود که با ساختن فیلم ارزشمند و آموزنده ی « امتیاز نهایی ( اندازه همتایی ) match point » دست مشاوران ، روان شناسان و روان پزشکان این سرزمین اهورایی !!! را برای شناساندن لزوم درنظر گرفتن اندازه ی همتایی ج.ن.س.ی - آمیزشی به زوج های رویاروی پیمان زناشویی و نامزدی و عقد و ازدواج باز نمودند.

یک نخبه ی آفرینشگر هم چون وودی آلن ، به چندین و چند دانشکده و دپارتمان و مانند آن می ارزد.

آن چنان که فردوسی ، عمر خیام ، فتحعلی آخوندزاده ، میرزا ملکم خان اسپهانی ، میرزا حبیب اصفهانی ، طالبوف تبریزی ، میرزا آقاخان کرمانی ، ایرج میرزا ، دهخدا ، ............ ، محمد مصدق ، کسروی ، صادق هدایت ، فریدون آدمیت ، فروغ فرخزاد ، ابراهیم گلستان ، احمد شاملو ، احمد میر علایی ، احمد و هوشنگ گلشیری ، عباس میلانی ، ماشاءالله آجودانی ، ........................... ، و جوانان نسل سومی هم چون هوشیار انصاری فر ، متین غفاریان ، محسن آزرم ، مهدی یزدانی خرم ، حامد یوسفی ، کامیار عابدی ، علیرضا بهنام و ...................... هر یک به گونه ای و به تنهایی از چندین NGO ، پژوهشکده ، مرکز تحقیقات و مطالعات ، دانشکده و دانشگاه ارزشمند تر ، سودمند تر و اثر گذار تر بوده و هستند و خواهند بود ! 

 

وودی آلن woody allen کارگردان فیلم عبرت آموز match point

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 13:53  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

 

هم تایی غریزی - جنسی : چالش نهایی هر ازدواج ( match point )

 

افسوس که عرصه ی جنسیت در ایران سده ها ( و شاید یک تاریخ ) است که جدی گرفته نشده و آن چنان که باید و شاید در دانشکده های پزشکی ، روان شناسی ، مشاوره ، مددکاری ، علوم تربیتی و حتا دپارتمان های پر هیاهوی روان پزشکی این سرزمین آموزش داده نمی شود.

متأسفانه هیچ ایرانی تاکنون - چه در وطن ، و چه در فرنگ - PhD س.ک.سولوژی بالینی ( clinical sexology ) را دریافت ننموده است. در میان همه ی روان شناسان و روان پزشکان ایرانی ساکن میهن ، یگانه فردی که دوره ای کوتاه و چند ماهه را در این عرصه گذرانده است ، همانا استاد ارجمند و پیشکسوت دکتر فریدون مهرابی بوده و هنوز هم هست. هیچ روان شناس و روان پزشک دیگری ، دوره ی چند ماهه و چند ساله ای را در این حیطه نگذرانیده است. 

در سال ۱۳۸۰ که برای پرسش درباره ی امکان تأیید مدرک س.ک.سولوژی بالینی ( clinical sexology ) به معاونت آموزشی وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی رفتم ، کارشناسان اداره ی ارزیابی دانش آموختگان خارج از کشور این معاونت ، به طور کلی از وجود چنین رشته ای بی خبر بودند. مجبور شدم تا درباره ی این رشته به آنان توضیح داده و وب سایت دانشگاه های برگزار کننده ی دوره ی آموزشی PhD س.ک.سولوژی بالینی را به آن ها ارائه نمایم. آن هنگام دوران به اصطلاح اصلاحات خاتمی بود که مرا با هیاهوها و ادعاهایش در این سرزمین اسیر و دربند کرد.

پاسخ کمیسیون مسئول پاسخ گویی به پرسش من پس از چندین و چند روز کوتاه و دارای چنین مضمونی بود:

« نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به چنین رشته ای نیاز ندارد. در صورت علاقه مندی به این مبحث به رشته ی روان شناسی و یا روان پزشکی مراجعه کنید. در صورتی که با هزینه ی شخصی خود در خارج کشور هر گونه مدرک این رشته را کسب نمایید ، این مدرک از سوی این وزارتخانه معتبر شناخته نشده و حق هیچ گونه استفاده از این مدرک را به هیچ وجه نخواهید داشت. »

پاسخ ، کوتاه اما کوبنده بود. پاسخی نه در برگه ی رسمی و دارای سر برگ ، که در ورق پاره ای که آرم و سر برگ رسمی دولتی و اداری اش به گونه ای نامنظم پاره شده بود ، به من ارائه شد. همان گونه که واژگان و سطرهای لازم به حذف از سوی ممیزان کتاب در وزارت ارشاد پیش تر به من ارائه شده بود. این بود که چندان شگفت زده نشدم.

و امروز همکاران همان کارشناسان در معاونتی دیگر از من ، مدرک معتبر سکسولوژی بالینی از دانشگاه های فرنگ می خواهند تا زمینه ی هیئت علمی شدن من را فراهم آورند. طنز غریبی ست نازنینان !!   

پاسخ ، کوتاه اما کوبنده بود. این بود که هر چند برگه را همان گونه به سطل زباله دان جلوی معاونت آموزشی سپردم ، اما نقل و مضمونش را برای یک عمر « خریت های میهن دوستانه » ! خوب از بر نمودم.

و اکنون شاهد آشکارا آنم که نه تنها ، در دانشکده های روان شناسی و مشاوره ، که در دپارتمان های روان پزشکی سرزمین اهورایی !! مان نیز این عرصه اصلن جدی گرفته نمی شود.

نه برای پیشگیری از طلاق و جدایی و پیمان شکنی و روابط فرا ( خارج از ) زناشویی - که در ایران هرگز « پیشگیری » بر « درمان » مقدم نبوده و تا اطلاع ثانوی نیز نخواهد بود - ، که برای درمان دیرهنگام هم !!!

این همه در حال و هنگامی ست که چالش نهایی پایدار و ماندگار و گرم و پر مهر بودن و ماندن هر پیمان و پیوند زناشویی ای ، همانا « اندازه ی هم خوانی کشش غریزی - جنسی و هم تایی کنش آمیزشی » ست.

 

هم تایی جنسی - آمیزشی : چالش نهایی هر ازدواج ( match point )

 

 

این نوشته ادامه دارد ...............     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 12:51  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

اندازه همتایی , امتیاز نهایی match point

 

نرخ طلاق و جدایی در سال های اخیر سرشار از دگرگونی های فردی و اجتماعی مان به شدت افزایش داشته و دارد. این آمار در سال های پیش رو باز هم افزایش خواهد داشت ، مگر این که راهبردها و راهکارهای ویژه و به روزی اندیشیده شود.

در ایران پژوهشکده ها و مراکز تحقیقات و مطالعات خانواده ( زنان و خانواده ی سابق !! ) اغلب در دست افرادی ست که ذهن و اندیشه ای واژگون و دگر سوی با مدرنیته ج.ن.س.ی و تکنولوژی گرایی دارند و به همین سبب از همان نخست ، ذهن و اندیشه و تحلیل و تفسیری سوگرایانه دارند.

مشاوره های ازدواج به آهستگی و نرمی راه جسته ، کم کم دارد فراگیر می شود.

هم خوانی های فرهنگی - مذهبی ، هم خوانی های اجتماعی - اقتصادی ، هم خوانی سنی ، هم خوانی آموزشی - حرفه ای ( تحصیلی- شغلی ) ، هم خوانی شخصیتی ( البته نه کامل و بی نقص ) ، و گاه هم خوانی شخصیتی والدین اغلب در نظر گرفته می شوند و برای گریز از اشتباه و ظاهر علمی تر بخشیدن به این مشاوره ها  ( و شاید به چنگ آوردن ویزیت و حق مشاوره بیشتر ) تست ها و آزمون های شخصیتی و خلقی و برون گرایی و درون گرایی نیز انجام می شوند.

ناهم خوانی در این عرصه ها به طلاق و جدایی ( و یا پیمان شکنی و خیانت به همسر ) از یک ، سه ، شش ماه تا یک ، دو ، سه سال پس از پیوند زناشویی می انجامد.

اما نکته ی بسیار مهم و بنیادینی که ارزیابی آن در این مشاوره ها از سوی روان پزشکان و روان شناسان ارجمند بسیار بسیار کم و نادر انجام می شود ، همانا « هم خوانی کشش غریزی - ج.ن.س.ی و سازگاری کنش آمیزشی » مراجعان برای مشاوره ازدواج است. ناهم خوانی در این عرصه ، به طلاق و جدایی و پیمان شکنی ( روابط عاطفی - ج.ن.س.ی فرا زناشویی ) پس از گذشت دو سه سال نخست آغاز زناشویی می انجامد.

 

همتایی غریزی - آمیزشی : چالش نهایی هر ازدواج

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 12:4  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 فیلم درمانی با فیلم مادام بوورای

فیلم مادام بوواری ( Madam Bovary ) - که از روی داستان زیبا و ماندگار گوستاو فلوبر ساخته شده است - در کنار فیلم های سگ های پوشالی (Straw Dogs ) ، خیابان هانوور ( Hanover street ) ، ماری آنتوانت ( Marie Antoinette ) و ........ ، یکی از فیلم هایی ست که در فیلم درمانی در فرآیند زوج - س.ک.س درمانی و نیز مشاوره ی ازدواج از آن فراوان بهره گرفته و می گیرم و به ویژه برای شناخت مشکلات موجود در مسئله و معضل شایع روابط فرا زناشویی در ازدواج خانم های دارای اختلال و نیز ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) /  مرزی - آشفته ( Borderline ) با مردان دارای اختلال و  نیز ویژگی های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid / Asperger ) سودمند و بسیار اثرگذار است.

 

 

 کتاب درمانی با کتاب مادام بوواری سانسور ( ممیزی ) نشده !

 

یکی از هیجان خواهی ها و نو گرایی های برخی خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) / مرزی - آشفته ( Borderline )  ، نزدیکی و ازدواج با مردان اسکیزوئید / آسپرگر فرهیخته و اندیشمند است که پس از چندی ، به دلیل ناهم خوانی فراوانی که میان این دو شخصیت وجود دارد ، به درخواست جدایی و  یا برقراری روابط فرا زناشویی ( پیمان شکنی ) از سوی خانم می انجامد.

 این فیلم ، در حالی که این گرایش سال های خامی آغاز ازدواج را به خانم های دارای اختلال یا ویژگی های پر رنگ شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) / مرزی - آشفته ( Borderline ) یادآوری می نماید ، ممکن است انگیزه و پشتوانه ای برای آفریدن دگرگونی هایی در خود از سوی  مردان دارای ویژگی ( Trait ) های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid/ Asperger ) نیز پدید آورد !

زوج درمانی و س.ک.س تراپی زوج دارای ویژگی ( trait ) های اسکیزوئید - هیستریونیک یکی از دشوارترین عرصه ها ی روان درمانی و رفتاردرمانی است ، تا چه رسد به زوج دچار اختلال آسپرگر - اختلال شخصیت هیستریونیک که شکیبایی ایوب می خواهد !! 

 همواره خانم های همسردار زیبا و گیرای دچار اختلال و یا دارای ویژگی های ر رنگ شخصیتی هیستریونیک / بوردرلاین را که در روابط پر کشش و سرشار فرازناشویی به سر می برند ، به پایان اندوهگین و دیر به چنگ آمده ی این رمان آموزنده ی گوستاو فلوبر فرا می خوانم.

آن گاه که خانم - اغلب بسیار دیر - می فهمد که همانا آن که واقعن دلبسته و دوستدار این زن است ، همانا شوهر از یاد و خاطر رفته و دلزده است و معشوقان و همتایان عاطفی - جنسی گذشته را سودا و سوداهای دیگری در دل و جان است. آن چنان که حتا نابودی این زن نیز چندان تکان شان نداده و دست یاری از آستین بیرون نمی آورد.

آن هنگام خانم می فهمد که دیری ست لعبت والای تن و روان خویش را ساده و آسان به چنگ هر از راه رسیده ای - به احتمال فراوان نری از جنس کلاستر خودخواه و خودمدار B - بخشیده و اکنون جز پشیمانی و افسوس و البته گاه تاوانی سنگین ( از دست دادن آبرو و اعتبار اجتماعی در اجتماع کنجکاو سنتی و نیمه سنتی تا کنج بند زنان زندان و گاه حتا متأسفانه چوبه دار یا چاله سنگسار )  دستاوردی ندارد !

روابط فرازناشویی ، هر چند پیمان شکنی و از این رو غیر اخلاقی ست ، اما از دیدگاه روان پزشکی و روان شناسی اختلال و یا انحراف نیست. کرداری که تاوانی سترگ به ویژه از زنان - دست کم در این ملک و حکومت - می ستاند.

این گونه است که اکنون و به دلیل در حال گذار بودن این اجتماع عقب مانده از سنت به مدرنیته ، مشاوره ی ازدواج و صد البته چک کردن هم خوانی و همتایی دو نفر از لحاظ  کشش های غریزی و جنسی اهمیتی فراوان دارد. چه بهتر که زن و مرد ، از روز نخست هماورد کشش و آمیزش خود را همتا برگزینند ، تا این که بعدها دچار هزاران مشکل و نگون بختی شوند.آری ، پیشگیری بر درمان مقدم است.

شاید جریان و پایان این فیلم برای دو از پنج زنان و دختران این سرزمین ، و دو و نیم از پنج آنان در این ابر شهر آغشته به دود درمان و مهاری اثرگذار و سودبخش باشد !!

اما نیک می دانم که در سه از پنج مرد این ملک ، و سه و نیم از پنج نر این کلان شهر خود یک کشور چندان دگرگونی دید نخواهد آورد !!!    

 

 

 پیمان شکنی ( روابط فرازناشویی )

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 13:11  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 فیلم درمانی با فیلم سگ های پوشالی

 

 

 

سگ های پوشالی ( Straw Dogs ) - ساخته ی ماندگار و درخشان سام پکین پا و با بازی های درخشان بازیگزان آن ، از جمله داستین هافمن - یکی از فیلم هایی ست که در فیلم درمانی در فرآیند زوج - س.ک.س درمانی و نیز مشاوره ی ازدواج از آن فراوان بهره گرفته و می گیرم و به ویژه برای شناخت مشکلات موجود در مسئله و معضل شایع روابط فرا زناشویی در ازدواج خانم های دارای اختلال و نیز ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) /  مرزی - آشفته ( Borderline ) با مردان دارای اختلال و  نیز ویژگی های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid / Asperger ) سودمند و بسیار اثرگذار است.

 

فیلم درمانی با فیلم سگ های پوشالی

 

یکی از هیجان خواهی ها و نو گرایی های برخی خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) / مرزی - آشفته ( Borderline )  ، نزدیکی و ازدواج با مردان اسکیزوئید / آسپرگر فرهیخته و اندیشمند است که پس از چندی ، به دلیل ناهم خوانی فراوانی که میان این دو شخصیت وجود دارد ، به درخواست جدایی و  یا برقراری روابط فرا زناشویی ( پیمان شکنی ) از سوی خانم می انجامد.

 

فیلم درمانی با فیلم سگ های پوشالی

 

این فیلم ، در حالی که این گرایش سال های خامی آغاز ازدواج را به خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) / مرزی - آشفته ( Borderline ) یادآوری می نماید ، ممکن است انگیزه و پشتوانه ای برای آفریدن دگرگونی هایی در خود از سوی  مردان دارای اختلال و ویژگی های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid / Asperger ) { هم چون نقش با بازی داستین هافمن { پدید آورد !

زوج درمانی و س.ک.س تراپی زوج دارای ویژگی ( trait ) های اسکیزوئید - هیستریونیک یکی از دشوارترین عرصه ها ی روان درمانی و رفتاردرمانی است ، تا چه رسد به زوج دچار اختلال آسپرگر - اختلال شخصیت هیستریونیک که شکیبایی ایوب می خواهد !! 

 

فیلم درمانی با فیلم سگ های پوشالی

 

و آن گاه که شکیبایی افراد دچار اختلال شخصیت اسکیزوئید / آسپرگر  ( Schizoid / Asperger ) و هم چنین آدمیان دچار اختلال شخصیت پرهیز گرا ( Avoidant ) به پایان می رسد ، دچار گونه ای روان پریشی شخصیتی شده و پرخاشگری و خشونت هراس آور روان پریشانه ای - چندین برابر شخصیت های کلاستر B - از خود نشان می دهند. به ویژه آن هنگام که جان و ایمان و باورهای راسخ و استوار دهه های شان در برابر نابودی قرار گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 13:7  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

 ماری آنتوانت & اثر ماندگار سوفیا فورد کاپولا

 

ماری آنتوانت  ( Marie Antoinette ) - ساخته ی سوفیا فورد کاپولا - یکی از فیلم هایی ست که در فیلم درمانی در فرآیند زوج - س.ک.س درمانی و نیز مشاوره ی ازدواج از آن فراوان بهره گرفته و می گیرم و به ویژه برای شناخت مشکلات موجود در مسئله و معضل شایع روابط فرا زناشویی در ازدواج خانم های دارای اختلال و نیز ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) / وابسته ( Dependent ) با مردان دارای اختلال و  نیز ویژگی های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid / Asperger ) سودمند و بسیار اثرگذار است.

یکی از هیجان خواهی ها و نو گرایی های برخی خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) ، نزدیکی و ازدواج با مردان اسکیزوئید / آسپرگر فرهیخته و اندیشمند است که پس از چندی ، به دلیل ناهم خوانی فراوانی که میان این دو شخصیت وجود دارد ، به درخواست جدایی و  یا برقراری روابط فرا زناشویی ( پیمان شکنی ) از سوی خانم می انجامد.( بگذریم که ازدواج ماری آنتوانت اجباری و سلطنتی بود و اساسن لویی شانزدهم آدمی فرهیخته و اندیشمند نبود.لویی شانزدهم به پشتوانه ی عمری شاگردی ،  به استادی برجسته در عرصه ی  قفل و کلید سازی تبدیل شده بود و از مملکت داری و سیاست تقریبن هیچ نمی دانست !! )

این فیلم ، در حالی که این گرایش سال های خامی آغاز ازدواج را به خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) { هم چون ماری آنتوانت } یادآوری می نماید ، ممکن است انگیزه و پشتوانه ای برای آفریدن دگرگونی هایی در خود از سوی  مردان دارای اختلال و ویژگی های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid / Asperger ) { هم چون لویی شانزدهم قفل و کلید ساز } پدید آورد !

زوج درمانی و س.ک.س تراپی زوج دارای ویژگی ( trait ) های اسکیزوئید - هیستریونیک یکی از دشوارترین عرصه ها ی روان درمانی و رفتاردرمانی است ، تا چه رسد به زوج دچار اختلال آسپرگر - اختلال شخصیت هیستریونیک که شکیبایی ایوب می خواهد !! 

 

ماری آنتوانت هیستریونیک در کنار لویی شانزدهم اسکیزوئید / آسپرگر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 13:3  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

Hanover street movie فیلم درمانی : خیابان هانوور

 

 

خیابان هانوور ( Hanover street ) یکی از فیلم هایی ست که در فیلم درمانی در فرآیند زوج - س.ک.س درمانی و نیز مشاوره ی ازدواج از آن فراوان بهره گرفته و می گیرم و به ویژه برای شناخت مشکلات موجود در مسئله و معضل شایع روابط فرا زناشویی در ازدواج خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) / وابسته ( Dependent ) با مردان دارای اختلال و ویژگی های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid / Asperger ) سودمند و بسیار اثرگذار است.

یکی از هیجان خواهی ها و نو گرایی های برخی خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) ، نزدیکی و ازدواج با مردان اسکیزوئید / آسپرگر فرهیخته و اندیشمند است که پس از چندی ، به دلیل ناهم خوانی فراوانی که میان این دو شخصیت وجود دارد ، به درخواست جدایی و  یا برقراری روابط فرا زناشویی ( پیمان شکنی ) از سوی خانم می انجامد.

این فیلم ، در حالی که این گرایش سال های خامی آغاز ازدواج را به خانم های دارای اختلال یا ویژگی های شخصیتی نمایشی ( Histerionic ) یادآوری می نماید ، ممکن است انگیزه و پشتوانه ای برای آفریدن دگرگونی هایی در خود از سوی  مردان دارای اختلال و ویژگی های شخصیتی درون گرا / تنهایی گزین ( Schizoid / Asperger ) پدید آورد !

زوج درمانی و س.ک.س تراپی زوج دارای ویژگی ( trait ) های اسکیزوئید - هیستریونیک یکی از دشوارترین عرصه ها ی روان درمانی و رفتاردرمانی است ، تا چه رسد به زوج دچار اختلال آسپرگر - اختلال شخصیت هیستریونیک که شکیبایی ایوب می خواهد !! 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 12:57  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

فروغ فرخزاد

 

 

ت- ویژگی های شخصیتی خودشیفته 

 (Narcissistic personality traits )

 

برخی ویژگی های شخصیتی خودشیفته که فروغ فرخزاد هم چون بیشتر نخبگان ، هنرمندان ، شاعران و نویسندگان از آن ها برخوردار بوده ، عبارت اند از :

اعتماد به نفس بالا ، بی اعتنایی نسبت به قضاوت دیگران ، احساس استحقاق و برتری، برخی رفتارها و نگرش های با افاده وغرورآمیز ، تن ندادن به عرف و قواعد مرسوم اجتماع ، استعداد به افسردگی و سرخوردگی در ناکامی ها ، مشکلات بین فردی و شغلی ، طرد شدن از سوی دیگران و از دست دادن مهر و محبت آنان ، گهگاه تکانشی بودن ، دشواری در چیره شدن بر خشم ، دست انداختن و سر کار گذاشتن دیگران و آسیب پذیری دربرابر بحران های افسردگی میان سالی.

 

ویژگی های شخصیتی کلاستر B و به ویژه خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و نمایشی ( هیستریونیک ) ، حتا تا اندازه ی اختلال ، در میان اهالی هنر و ادبیات و اندیشه بسیار فراوان دیده می شود. شمار بسیاری از روان پزشکان و روان شناسان وجود این ویژگی های شخصیتی - و به بیان دیگر اختلال خلقی دو قطبی خفیف و ملایم ( Soft  Bipolar ) را برای سرودن اشعار خلاقانه و نوشتن داستان های پر کشش انسان مدار لازم و یا دست کم سودمند و اثرگذار می دانند.

این گونه است که این ویژگی های شخصیتی را در دیگر نام آوران عرصه ی ادبیات گیتی و  میهن مان نیز هویدا می بینیم. آن چنان که ویژگی های شخصیتی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) در جلال آل احمد ( همراه و هم زمان با اختلال شخصیت مرزی - آشفته Borderline ) ، احمد شاملو و ابراهیم گلستان و ...... بسیار بیشتر از فروغ فرخزاد و صادق هدایت به چشم برجسته و آشکار می نشیند و ویژگی های شخصیتی نمایشی بیشتر شناخته شدگان خرد و سترگ این سده مان ، اگر پررنگ و مایه تر از فروغ فرخزاد نباشد ، بی گمان کمتر از او نیست ! 

    

در پایان ، لازم به یادآوری می دانم که هر آدم ( و حتا هر جاندار دیگر دارای لایه ی خاکستری مغز ) به طور طبیعی دارای یک یا چند ویژگی شخصیتی است. بنابراین ، بیان این ویژگی های شخصیتی به معنای اعلام وجود اختلال و بیماری روانی در سرشت سرشار از مهر و راستی فروغ فرخزاد نیست ، بلکه برای درک و فهم بیشتر و ژرف تر ساختار روان شناختی پیچیده ی این تابو شکن پیشرو و بی مانند این سرزمین خرافه پرور صورت می گیرد. شاید ژرفای واژگان جادویی و ماندگارش ، که تا به امروز هنوز برای بسیاری - به ویژه از نیمه ی نرینه ی تابوستای - در پشت دیواری از عصیان و شیدایی و شوریدگی جنسی در اسارت مانده اند ، کاویده شوند.

 

 فروغ فرخزاد

 

پایان مقاله.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 21:48  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

فروغ فرخزاد

 

پ) ویژگی های  شخصیتی اسکیزوئید

(Schizoid  personality traits )

یک ویژگی بارز و همیشگی دارندگان این شخصیت  - که در دسته ی شخصیتی A طبقه بندی شده است - گوشه گیری و انزوای اجتماعی است.

فرد دارای این شخصیت از برخوردها و برهم کنش های انسانی خشنود نمی شود و در موارد اختلال این شخصیت حتا ناراحت هم می شودشخصیت اسکیزوئید تنها و درون گراست و از تنهایی لذت می برد. حالت عاطفی این شخصیت ، کند و محدود و سرد است.دیگران این گونه آدم ها را عجیب – نامعمول و نامتعارف –گوشه گیر و تک رو می دانند.

این شخصیت ، درست برخلاف شخصیت نمایشی ( هیستریونیک ) ، در مردان دو تا سه برابر زنان گزارش شده است.

افراد دارای شخصیت اسکیزوئید جذب مشاغل انفرادی می شوند.بسیاری از آن ها شب کاری را بر کار روزانه ترجیح می دهند تا مجبور نباشند با افراد زیادی برخورد کنند.بسیاری از سردی و نجوشی افراد دارای شخصیت اسکیزوئید ناراحت می شوند و توان تحمل آن ها را ندارند.

شوخ و شاد و شنگول بودن برای افراد دارای شکل خالص « اختلال » این شخصیت دشوار است. افراد اسکیزوئید اغلب در سخن گفتن پیش دستی نمی کنند.این افراد ممکن است استعاره های غریب به کار برند و صنایع ادبی نامعمول بیافرینند.فرد اسکیزوئید به جای ارتباط با آدمیان شیفته ی تنها اندیشیدن در علوم نظری، ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، موسیقی ،  نهضت های فلسفی و هنری ، مفاهیم متافیزیک ، اشیای بی جان ، راهبردهای اجتماعی و شیوه های نوین زندگی ( مانند گیاه خواری ، خام خواری و.........) هستند.

 

شخصیت های اسکیزوئید دلبستگی بسیاری به حیوانات - به ویژه سگ و گربه و اسب – دارند و بر خلاف آدمیان به جانوران و گیاهان به سادگی عشق می ورزند.

اسکیزوئید ها سرشان در لاک خودشان است و به هیچ وجه نیاز یا اشتیاقی به داشتن پیوندهای عاطفی با دیگران نشان نمی دهند.آن ها هیچ توجهی به رخدادهای روزمره و دلبستگی های دیگران نشان نمی دهند.

اسکیزوئیدها دیرتر از همه به دگرگونی های مد در جامعه تن می دهند.

 

زندگی جنسی اسکیزوئیدها ممکن است منحصرا در خیال و رویا طی شود و هربار برقراری و آغاز روابط جنسی  را به وقتی دیگر موکول کنند.مردان دارای این شخصیت  - به ویژه در اشکال پررنگ و خالص – ممکن است هیچ گاه ازدواج نکنند چون نمی توانند با کسی آن چنان صمیمی شوند که او را کاخ زیبا و دلچسب تنهایی خود راه دهند.

 

این افراد حتا نمی توانند خشم خود را به گونه ی مستقیم ابراز کنند.

 

اسکیزوئیدها فراوان غرق در رویا می شوند اما واقعیت سنجی خود را از دست نمی دهند.

 

اینان از هیچ کاری لذت نمی برند یا فقط از کارهای اندکی خوششان می آید.به جز بستگان درجه نخست هیچ دوست صمیمی یا کاملا مورد اطمینانی ندارند.به تمجید یا تحقیر دیگران بی اعتنا و بی تفاوتند.از این رو نقد و قضاوت دیگران راهکارها و راهبردهای شان را دیگرگون نمی کند.

از آن جا از نظر هیجانی سرد و بی اعتنا هستند و کردار پرخاشگرانه ی چندانی در مجموعه ی واکنش های معمول آن ها وجود ندارد چنان چه با تهدید و خطری واقعی و حتا خیالی رو به رو شوند بیشتر یا به تسلیم و رضا تن می دهند و یا در خیالات همه کارتوانی (Omnipotent)  فرو می روند.

درخودماندگی و گوشه گیری این گونه افراد هنگامی که با مکانیزم دفاعی خیال پردازی ( Fantasy ) همراه شود می تواند در برخی از آنان به اندیشه های به راستی نو ، خلاقانه و ابتکاری و حتا راز گشایی از نادانسته های گیتی بینجامد.

این ویژگی های شخصیتی اسکیزوئید در بسیاری از بزرگان تاریخ دانش و اندیشه ی گیتی وجود داشته است.

 

بديهي و روشن است كه شخصيت اسكيزوئيد نبايد با اختلال اسكيزوفرني اشتباه شده و يكي در نظر گرفته شود .

 

 چنان چه بر برخی رویکردهای فروغ فرخزاد در زندگی و مرگ تا اندازه ی بسیاری خودخواسته اش آشنا باشیم ، به روشنی در می یابیم که چاره و گریزی جز این نداریم که بسیاری از پندارها و کردارهای او را به حساب ویژگی هایی از شخصیت جدایی گزین - درون گرای ( Schizoid ) او بگذاریم. تنهایی گزینی و گوشه گیری سرشار از آفرینندگی او و دلبستگی خاص او به جانوران ( به ویژه پرنده ها و گربه ) با ویژگی های شخصیتی اسکیزوئیدش هم خوانی دارد.

 

 بسیاری از کارکردهای فروغ فرخزاد نیز با دیگر ویژگی های شخصیتی اش  معنا و مفهوم می یابد. برای نمونه ، ساختن با پشتکار و اصرار فیلم « خانه سیاه است » او با ویژگی های شخصیت افسرده اش توجیه می شود.

 

 و آن آشفتگی و شوریدگی در رانندگی واپسین روزهای زندگی پر بار و ماندگارش  – که در پایان به مرگ تا اندازه ی بسیار خودخواسته اش انجامید - نیز آشکارا و به خوبی  در پرتو اختلال خلقی دو قطبی خفیف ، اختلال شخصیت افسرده و ویژگی های شخصیتی نمایشی و خودشیفته ( کلاستر B ) اش درک و دانسته می شود.

 

 

 

فروغ فرخزاد

 

 

 

این نوشته ادامه دارد .............

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 15:14  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

فروغ فرخزاد

 

 

 

ب- ویژگی هایی از شخصیت نمایشی ( Histerionic )

برای وجود اختلال یا ویژگی شخصيت نمايشي (Histerionic ) لازم است كه دست کم پنج تا از ويژگي هاي زیر را داشته باشد :

۱-       احساساتي بودن به گونه اي كه ابراز احساسات سطحي و به سرعت متغير باشد.

۲-       بسيار توجه طلب باشد ، آن چنان كه هنگامي كه مركز توجه و كانون دقت ديگران نيست ، ناراحت و در رنج و مشقت باشد.

۳-       رفتار نامتناسب با ديگران به صورت تحريك جنسي آنان و اغواگري جنسي وجه مشخصه ي تعامل او با ديگران باشد.

۴-       همواره از ظاهر جسمي ‌و فيزيك بدن خود براي جلب توجه ديگران استفاده كند.

۵-       شيوه ي سخن گفتنش به گونه اي افراطي بر حدس و گمان (امپرسيونيستيك) و بدون جزئيات باشد.

۶-       خودنما و نمايشي باشد و  در ابراز احساسات مبالغه كند.     

 ۷- تلقین پذير باشد و به راحتي تحت تأثير افراد يا موقعيت ها قرار گيرد.

۸-    روابط راخودماني تر از آن چه واقعاً هست، مي‌پندارد.

  

 

افراد دارای ویژگی های شخصیتی نمایشی ، تحریک پذیر و هیجانی اند و رفتاری پر رنگ و لعاب ، نمایشی و برون گرایانه دارند اما با وجود کردار متظاهرانه و پر زرق و برق َ اغلب نمی توانند دلبستگی ژرف و دیرینی را به مدت طولانی حفظ کنند.

مایه هایی از شخصیت نمایشگر در هر آدمی  وجود داشته و حضور دست کم کمرنگ این ویژگی ها برای کامیابی بهتر و بیشتر زنان در زندگی اجتماعی و زناشویی سودمند و گاه حتا سرنوشت ساز است. اینان مشتاقند که با برون گرایی تاریخچه ی زندگی خویش را با جزئیات کامل شرح دهند. در سخن گفتن آن ها ، گشتار ( Gesture ) ها ، تأكيدها و مكث هاي نمايشي زياد و آشكار به چشم می آید.

   در گفتار افراد دارای ویژگی های شخصیتی نمایشگر ، لغزش ها ی زباني زياد بوده ، زبانی چرب و پر رنگ و لعاب دارند.

   بیان عاطفی در اینان شایع است ، اما اگر مجبور شوند که وجود احساس های خاصی هم چون خشم ، اندوه ، خواسته های جنسی و مانن آن را بپذیرند ، این احساسات را انکار نموده و ابراز شگفتی می نمایند.

اینان در تکالیف و تمرین های نیازمند تمرکز ، مداومت و پشتکار پافشاری نشان نمی دهند و جالب است که حتا موضوعات عاطفی را نیز خیلی زود از یاد می برند.

افراد دارای شخصیت نمایشی ، اغلب رفتار توجه طلبانه ی بسیار زیادی از خود نشان می دهند و در افکار و احساسات خویش گزافه گویی و مبالغه می نمایند و هر چیز ساده ای را مهم تر از آن چه در واقع هست ، جلوه می دهند.

اگر کانون توجه واقع نشوند یا مورد تحسین و تأیید قرار نگیرند ، تند خو می شوند و یا زیر گریه می زنند و دیگران را سرزنش کرده و به آن ها افتراهای ناروا می زنند.

رفتار اغواگرایانه ( Seductive ) در این گونه افراد - چه زن ، چه مرد - فراوان و چشمگیر دیده می شود. پرداختن به فانتزی ها و گمانه پردازی های جنسی در مورد افرادی که با آن ها در رابطه و رفت و آمد هستند ، بسیار شایع است ، هرچند این تخیلات را کمتر بر زبان جاری ساخته و بیان می دارند.

اینان به جای آن که از لحاظ جنسی پرخاشگر باشند ، اهل لاس زدن و عشو گری و دلبردن اند .

هیستریونیک هایی که بر خلاف فروغ فرخزاد و دیگر نخبگان هیستریونیک عرصه های شعر و هنر و ادبیات و  موسیقی و تئاتر و سینما ، دارای ویژگی های  شخصیتی دیگری هم چون خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و ......نیستند و در واقع ویژگی و یا اختلال شخصیتی بارز و خالص نمایشی دارند ، مرزهای خودساره ( Ego Boundary ) شکننده و نامطمئن داشته و در همبستگی ، یکپارچگی و تمامیت تنی و روانی خویش به گونه ای تکرار شونده یا همیشگی احساس شک و تردید می نمایند. از این رو ، اینان ، بر خلاف هیستریونیک های دارای شخصیت به هم آمیخته ( Mixed ) و پیچیده ( هم چون فروغ ) ، از سکس و برقراری ارتباط جنسی هراس و وحشت دارند و در زندگی جنسی و زناشویی شان دچار کژ کاری های جنسی گوناگون - به ویژه واژینیسموس ، آمیزش دردناک و آنورگاسمی و اختلال ملال پس از آمیزش - می شوند.اما گهگاه اینان برای نیل به ایمان و اطمینان از جذابیت و گیرایی نزد جنس مقابل ، به ویژه افراد خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) و مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) که بازی های روانی - جنسی را با کم محلی و نخوت خوب بلد هستند ، ممکن است تکانه های جنسی خود را به کار گرفته و به کردار و کنش جنسی تبدیل سازند.

نیاز اینان به مطمئن ساختن خود تمامی ندارد ، با این حال روابط آن ها به دلیل تشنگی و اشتیاق همیشگی  شان به تنوع ( نو خواهی ) و هیجان ، اغلب سطحی و زودگذر است و در بسیاری اوقات باعث می شود که افرادی مغرور ، غرق در خود ، دمدمی مزاج ، نامطمئن و بی ثبات باشند.اینان دلبستگي عميق را نمي‌تواند به مدت طولاني حفظ كند، مگر این که هم زمان دارای دیگر ویژگی های شخصیتی دیگری هم چون وسواسی - جبری ( Obcessive - Compulsive ) ، خودشیفته ( Narcissistic ) ، افسرده ( Depressive ) ، جدایی گزین - درون گرا ( Schizoid ) و ............... باشند.

   نيازهاي بسيار شديد افراد هیستریونیک به وابستگي باعث مي‌شود زود به هر كس اعتماد كنند و به راحتي بتوان فريب شان داد.این افراد اگر در رخدادی ناگوار زير فشار رواني قرار بگیرند ، حس واقعيت سنجي‌ شان به سادگي مختل مي‌شود و در آن ها حالات روان‌پريشی (Psychotic ) و تجزيه اي ( Dissociative ) پديد مي‌آيد.

اینان دردهای روانی خود را از طریق مکانیزم دفاعی جسمانی سازی ( Somatization ) ، تنی و جسمانی ساخته ، از این رو همواره از دردها  و مشکلات بدنی شکایت می نمایند. مصرف الکل و مواد محرک و مخدر گاه به همین سبب ( و گاه برای دستیابی به هیجان و تازه خواهی ) در اینان  دیده می شود.

افراد هیستریونیک به دلیل واپس زنی ( Repression ) از فهم و درک احساسات واقعی خود ناتوانند و به سبب تجزیه ( Dissociation ) نمی توانند انگیزه های خود را توضیح بدهند.

در مواردی که ویژگی و به ویژه اختلال شخصیتی نمایشی همراه و هم زمان با ویژگی ها و اختلال شخصیتی مرزی - آشفته ( Borderline Personality ) وجود داشته باشد ، مواردی چون پوچی مزمن ( Emptiness ) ، ابهام و آشفتگی ( Identity Diffusion ) در هویت ، مشکل و اختلال در کنترل تکانه ( Impulse Control ) ، اقدام به خودکشی ، حملات زودگذر روان پریشی ( سایکوز ) و دونیمه ( سیاه و سپید سازی ) رخدادها ، واقعیات و دیگران  فراوان تر و پر رنگ تر دیده می شود. 

زیرساخت ها و ویژگی های پر رنگی از ویژگی های شخصیتی نمایشی ( هیستریونیک ) در افراد دارای دیگر شخصیت های کلاستر B - یعنی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) - دیده می شود. از این رو جدا نمودن افراد دارای شخصیت نمایشی از این سه شخصیت بسیار دشوار می تواند باشد.

در اغلب موارد ، ویژگی های هر چهار شخصیت کلاستر B  هم زمان ، همراه و همبسته با یکدیگر وجود دارند. افراد دارای ویژگی ها و به ویژه اختلال شخصیتی کلاستر B را می توان افراد دچار اختلال خلقی دو قطبی خفیف و ملایم ( Soft  Bipolar )  در نظر گرفت.

این علایم و نشانه ها با بالا رفتن سن ، کمتر و کمرنگ تر می شود که شاید این کاهش ،  ظاهری و به دلیل کاهش کلی زیست مایه و انرژی آن ها و نه به دلیل بهبودی شان باشد.

از آن جا که هیستریونیک ها اغلب افرادی هیجان خواه هستند ، به ویژه در گونه های هم زمان ، همراه و آمیخته با ویژگی های ر رنگ و اختلال شخصیت های مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی ( انتی سوشیال )  ، ممکن است دچار درگیری با قانون شده ، به سوء مصرف مواد روی آورند یا لاابالی گری های گوناگون انجام دهند.

 

هویداست که فروغ فرخزاد ، همه ی ویژگی های شخصیتی نمایشی ( هیستریونیک ) را نداشته است و هم زمان ویژگی های انسان مدارانه و اخلاق گرای شخصیت های افسرده ( دپرسیو ) و خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و جدایی گزین - درون گرا ( اسکیزوئید ) را دارا بوده است.

 

فروغ فرخزاد

 

 

این نوشته ادامه دارد ........

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:38  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 فروغ فرخزاد

  

 

 

گر من ز می مغانه مستم ، هستم

 

گر کافر و گبر و بت پرستم ، هستم

 

هر طایفه ای به من گمانی دارد

 

من زان خودم ، چنان که هستم ، هستم

 

                                         ( خیام ) 

 

 

در مورد فروغ فرخزاد و زندگي ، آثار ، انديشه ها و مرگ تنامستقیم خود خواسته اش ، فراوان نوشته اند .

گاه براي شناخت فروغ فرخزاد ، نیز هم چون صادق هدايت - هر چند بسیار کمتر -  افزون بر رويكرد هاي ادبي و فلسفي ، از متد هاي گوناگون روان كاوي ، روان شناسي ، روان پزشكي  و مانند آن نيز بهره جسته اند اما از آن جا كه اين نوشته ها اغلب به بررسي همزمان زندگي خصوصي ، كوشش هاي ادبي و سینمایی  و شايعات و شنيده هاي با پايه و بي پايه و به ویژه رابطه ی عاشقانه ی او با ابراهیم گلستان پرداخته اند ، در شناساندن شخصيت اين تابوشکن معاصر عرصه ی جنسیت